‏نمایش پست‌ها با برچسب یک کلمه حرف حسابی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یک کلمه حرف حسابی. نمایش همه پست‌ها

۱۴ آذر ۱۳۸۷

کدام سبک اقتصادی رو می پسندید.....؟

اقتصاد مرسوم :
دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین... به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد می كنه... پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ...


اقتصاد هندی :
دو تاگاو ماده دارین ... اونها رو می پرستین و عبادت می كنین!


اقتصاد پاكستانی :
هیچ گاوی ندارین ... ادعا می كنین كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمریكا طلب كمك مالی می كنین ... از چین طلب كمك نظامی می كنین ... از انگلیس هواپیماهای جنگی ... از ایتالیا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زیر دریایی ... از سوییس وام بانكی ... از روسیه دارو ... و از ژاپن تجهیزات ... با تمام این امكانات گاوها رو می خرین و بعد ادعا می كنین كه توسط جهان مورد استثمار قرارگرفتین !


اقتصاد آمریكایی :
دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین ودومی رو تحت فشار مجبور می كنین كه به اندازه ی ۴ تا گاو شیر تولید كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می كنین ... تقصیر رو گردن یه كشور گاودار میندازین و بعد طبیعتا" اون كشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد ... یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازین و گاوها رو به چنگ میارین!


اقتصاد فرانسوی :
دو تا گاو ماده دارین ... دست به اعتصاب می زنین چون می خواین سه تا گاو داشته باشین!


اقتصاد آلمانی :
دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو تحت مهندسی ژنتیك قرار میدین ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می كنن و ماهی یه وعده غذا می خورن و خودشون شیرشون رو می دوشن!


اقتصاد انگلیسی :
دو تا گاو ماده دارین... كه هر دو تاشون گاو دیوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن!


اقتصاد ایتالیایی :
دو تا گاو ماده دارین ... نمی دونین كه اونها كجا هستن ... پس بیخیال میشین و میرین سراغ ناهار و شراب و استراحتتون!

اقتصاد سوییسی :
۵۰۰۰ تا گاو مادهدارین ... هیچكدومشون مال خودتون نیستن ... از كشورهای دیگه پول می گیرین كه دارین گاوهاشون رو نگه می دارین!


اقتصاد ژاپنی :
دو تا گاو ماده دارین... اونها رو از نو طراحی ژنتیكی می كنین ... هیكل گاوهاتون یك دهم اندازه ی طبیعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شیر تولید می كنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردون وآدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازین و اسمش رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش می كنین و می فروشین !

اقتصاد روسی:
دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو می شمرین و متوجه میشین كه ۵ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره می شمرین و متوجه می شین که 17 تا گاو دارین، اونها رو دوباره می شمرین و می فهمین كه ۴۲ تا گاو دارین ... یه بطری ودكای دیگه باز می كنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین!


اقتصاد چینی :
دو تا گاو ماده دارین ... ۳۰۰ نفر آدم دارین كه گاوها رو می دوشن ... بعد ادعا می كنین كه سیستم استخدامی و شغلی كاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بیان كنه بازداشت می كنین!


اقتصاد ایرانی :
دو تا گاو ماده دارین كه هر دو تاشون ازباباتون به ارث رسیده ... یكیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زكات و سهم صداو سیما و سهم بنیاد های مختلف و غیره ضبط می كنه ... دومی رو هم قربونی می كنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ... می كنین و اقتصاد كماكان فلج می مونه

۲۲ شهریور ۱۳۸۷

11 سپتامبر از نگاه دوربین ها 2





11 سپتامبر از نگاه دوربین ها





۳۱ مرداد ۱۳۸۷

خوش آمدید ...اینجا ایران است...درجه حرارت 100 سیلسیوس

خوش آمدید ...اینجا ایران است...درجه حرارت 0100 سیلسیوس....

خانومها ، آقایان!

خوش آمدید ...اینجا ایران است...درجه حرارت 0100 سیلسیوس....ارتفاع از سطح تكنولوژی صفر ... و میزان امنیت هوا زیر صفر است.

لطفا كمر بندهایتان را محكم ببندید....كلاهتان را دو دستی بچسبید و در صورت بروز حوادث غیر مترقبه حجابتان را حفظ كرده ، ماهواره هایتان را خاموش و همه چیز را انكار كنید.....

خانومها ، آقایان !

ایران كشوریست كه در فلات حوادث واقع شده....در بخش غربی آن رشته كوههای مدرنیته و در سمت شرق آن ارتفاعات سنت به چشم می خورند...بنابر این توصیه می كنیم كه از شنا كردن در خلاف جهت رودخانه فرهنگ بپرهیزید.....و در صورت تمایل به نو آوری" پی" همه چیز را به تنتان بمالید تا از شر سوختگی با تابش مستقیم اشعه ماورای تحمل و یا تقلب در امان باشید!

ایران جمعا دارای 30 استان است كه از نظر توزیع امكانات 27 تای آن تهران و 3 تای آن قم و بقیه مشهد می باشد!

2% جمعیت 70 میلیون نفری ایران را اكثریت " آنها " و 98% مابقی را اقلیت ناچیز " اینها " تشكیل می دهند...

طبق قوانین مرسوم....ایران كشوری آزاد است كه در آن همه اقشار حق حیات دارند... از روحانی و بسیجی گرفته تا بسیجی و روحانی! همه و همه !

در این كشور كویری ....به علت رطوبت فراوان و بارش پی در پی ...دخترها در سن 20 سالگی ترشیده..در 25 سالگی ابر ترشیده....در 30 سالگی مرده و در 35 سالگی جزو اموات به حساب می آیند....برای جلوگیری از ترشیدگی زود هنگام خود و یا دخترانتان ...در مصرف اندیشه صرفجویی نموده و لامپهای اضافی را خاموش كنید و پس از شنیدن آژیر خطر به "صیغه" پناه ببرید. (البته اكیدا توصیه می كنیم...از تماس دخترانتان با پسرها اجتناب كرده و در صورت هرگونه تماس یا مصرف....فورا به پزشك قانونی مراجعه و با اجازه بزرگترها عقدشان كنید!)

در این كشور نفت خیز ...نان را به نرخ روز بخورید و از استعمال" نظر" شدیدا خود داری نمایید....برای سرخ كردن صورت خود از سیلی و برای پر كردن شكم از نفتی كه روی سفره است استفاده كنید.

به علت واقع شدن ایران بر روی گسل ...هر 20 سال یكبار شاهد بروز تكانها و انقلاباتی موسمی و فصلی خواهیم بود كه تا كنون هیچ كس مسئولیت بروز این حوادث را بر عهده نگرفته....اما طبق شواهد و مدارك دستهای بیگانه زیادی در این امر دخیل هستند .....بدین جهت توصیه می كنیم كه در صورت مشاهده یك عدد دست بیگانه آنرا به نزدیكترین صندوق پستی محلتان بیاندازید و مژدگانی دریافت كنید.

به خاطر داشته باشید كه ایران جزو معدود كشورهایی است كه"همه چیز آن" در جای خودش قرار دارد ...بنابراین از دست زدن به" همه چیز آن "خودداری نموده و برای جلوگیری از آبروریزی فلاش دوربین خود را خاموش كنید.


لطفا تا توقف كامل دهانتان را بسته و زبانتان را در كام نگهدارید.

برای شما آخر و عاقبتی به خیر و خوشی آرزومندیم.

۲۷ خرداد ۱۳۸۷

آیا واقعا ظاهر اینقدر مهم است ؟

راستش رو بخواهيد اين سوالي هست که چندي فکر مرا به خود مشغول کرده .
آخر وقتي من از قالب هاي شلوغ و سنگين و بار رنگ آميزي زياد استفاده مي کردم هر کي از اين گذر عبور مي کرد
يک تيکه مي انداخت و مي رفت که : 
چرا اين قدر سنگينه ؟ 
اين چرا مثله رنگين کانه ؟ و.....
و در کل تا توانستند زدن در ذوق هنري ما ( حالا همچين مي گم انگار چقدر استعداد هنري دارم !!!!: دي )
که از چشمه خشکيد .
براي همين براي خانه تکاني عيد با هزار دردسر يک قالب سبک و ساده که هم اکنون شاهد آن هستيد را گذاشتم 
خدا چشمتون رو روز بد نبيند از فرداش حرف هاي بچه ها بيشتر شد که کمتر نشد که مثلا :
چقدر ساده است؟ کور رنگي مگه داري که از رنگ آميزي استفاده نکردي ؟ و....
و سرتان را درد نياورم اين نقادان همه چيز فهم دست از سر ظاهر بر نداشته و 
حتي نيم نگاهي هم به مطالب و عنوان اين ويگاه نکردند . که اصلا هدف من از اين پراکندگي موضوعات چيه؟
که شايد من غرضي ( درست نوشتم، نمي دانم ) داشته باشم . 
شايد بگيد هدف از اين حرف ها چيه مثلا؟ 


نتيجه اخلاقي : 
چرا ما ايراني ها هميشه به ظاهر چيزا توجه مي کنيم ؟ 
چرا ماها بلد نيستيم انتقاد سازنده انجام بديم ؟
چرا بلد نيستيم که وقتي کسي يا چيزي رو زير سوال مي بريم 
،کمي انصاف را رعايت نمي کينيم ؟ و خودمون رو جاي اون قرار نمي گذاريم ؟
 
 
 نتيجه اخلاقي 2 :
 از تمام دوستان و رهگذاران ( نتايج وبگردي ها و بيان احساسات يک پسر تنها به اسم سياوش )
 از تمام وجودم خواهش مي کنم که مرا از طريق فيد هايم دنبال کنيد
که ديگر ظاهر براي من بي معني است ؟ شما چطور ؟ و ديگر مرا گم نکنيد 




پي نوشت : و دیگر هیچ. 

۱۰ خرداد ۱۳۸۷

بیان یک واقعیت تلخ تو جامعه


اي بازيگر گريه نکن ما هممون مثل هميم  /  صبح ها که از خواب پا مي شيم نقاب به صورت مي زنيم

يکي معلم مي شه و يکي ميشه خونه بدوش  /  يکي ترانه ساز مي شه يکي مي شه غزل فروش

کهن نقاب زندگي تا شب رو صورت هاي ماست  /  گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداست

هر کسي هستي يک دفعه قد بکش از پشت نقاب   /  از رو نوشته حرف نزن رها شو از پيله ي خواب

نقش يک دريچه رو ، رو ميله ي قفس بکش  /  براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

کاشکي مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و پس  /  تنها براي يک نگاه ، حتي براي يک نفس

تا کي به جاي خودمون نقابمون حرف بزنه  /  تا کي سکوت و رج زدن نقش نمايش منه

مي خوام همين ترانه رو ، رو صحنه فرياد بزنم  /  نقابمو پاره کنم جاي خودم داد بزنم


پی نوشت: 
با سلام خدمت دوستان.
 من مدت زیادی هست که پا به این دهکده ( نت ) نزده بودم .امروز خواستم بشینم از سیر تا پیاز رو براتون رو تعریف کنم که چی شد من نتوانستم این مدت پستی براتون بزارم ولی گفتم این شعر فوق العاده با عکس مربوط می تواند درد دل منو بیان کنه با تمام جزیات .فکر می کنم مشکلاتم رو متوجه شدید پس اگه درد شما هم مثل منه بیاید باهم فریاد بزنیم 

۲۲ فروردین ۱۳۸۷

یک دیالوگ ، یک واقعیت ، یک تفکر دوباره

من امروز نمی خواهم یک سری حرف تکراری رو که اندر حکایت مردم هزار چهره این چند روزه گفته شده بگم من فقط یک خواهش دارم از همه ی کسانی که به من لطف دارند و مطالب منو می خوانند و آن این است که این دیالوگ رو یک باره دیگر بخوانند چون من که به نظرم می رسد این حرف هایی است که خیلی از آدم ها باید در دادگاه وجدان خودشان بزنند. من هم کلاه خودم رو قاضی کردم و به این نتیجه رسیدم که ( من در هیچ چیز وارد نباشم ولی در جوگیر شدن استادم ) این واقعیتی است که دیروز در یک بحث طولانی با رادیکال2 بهش رسیدم . واقعیتی تلخ ولی درست . آرزو می کنم بتوانم از این به بعد این طور نباشم .
خدایا تو منو ببخش...

چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟ من بی دفاعم.
 
من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم. نه کسی منو میشناخت، نه کسی بنده رو میدید. نه ثروت مند بودم ونه هیچ چیز دیگر.
 
همه ی سهم من از زندگی کار کردن در زیرزمین اداره ی بایگانی بود، لای پرونده ها.
 
من ساده بودم. من همه چیز رو باور میکردم. من با هیچ کس مخالفت نمیکردم. سرم به کار خودم بود و شریف بودم.
 
من نمیخواستم به بانک برم، من نمیتونستم طبیب باشم، من نمیتونستم سرهنگ باشم، من نمیخواستم شعر بگم. من مقاومت کردم تا حد توانم، اما توانم کم بود.
 
بنده ضعیف بودم. برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران. و من به همه احترام میگذاشتم، من به همه احترام میگذاشتم و من شروع کردم به بازی کردن، شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقتها یادم رفت که کجام و همه ی اینهایی که میگند مال من نیست، حق من نیست و من اشتباهیم...
 
تقصیر من بود، تقصیر دیگران هم بود.
 
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم بر نداشتم. من هیچ چیزی رو توی جیبم نذاشتم، من از سهم کسی نزدم. من فقط اشتباهی بودم.
 
خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم، خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم. من فقط اشتباهیم.
 
چه دفاعی از خودم بکنم؟ من بی دفاعم.
 
حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم.
 
جناب قاضی من از هیچکس توقعی ندارم...
 
خدایا تو منو ببخش...

۱۷ فروردین ۱۳۸۷

آینده بشریت


این چند وقت از بس تو وبلاگستان درباره آینده بشریت خواندم که وقتی این عکس رو دیدم ناخداگاه یک جور طنز جالبی از آینده بشریت توش دیدیم . جالب نیست؟ بنظرم اینم یجورش دیگه

فروغ فرخزاد - ای مرز پر گهر

فاتح شدم 
خود را به ثبت رساندم 
خود را به نامي در يك شناسنامه مزين كردم 
و هستيم به يك شماره مشخص شد
پس زنده باد 678 صادره از بخش 5 ساكن تهران
ديگر خيالم از همه سو راحت است 
آغوش مهربان مام وطن 
پستانك سوابق پر افتخار تاريخي
لالايي تمدن و فرهنگ 
و جق و جق جقجقه قانون ... 
آه 
ديگر خيالم از همه سو راحتست
از فرط شادماني 
رفتم كنار پنجره با اشتياق ششصد و هفتاد و هشت بار هوا را كه از اغبار پهن 
و بوي خاكروبه و ادرار � منقبض شده بود 
درون سينه فرو دادم 
و زير ششصد و هفتاد و هشت قبض بدهكاري 
و روي ششصد و هفتاد و هشت تقاضاي كار نوشتم : فروغ فرخزاد
در سرزمين شعر و گل و بلبل 
موهبتيست زيستن � آن هم 
وقتي كه واقعيت موجود بودن تو پس از سالهاي سال پذيرفته ميشود
جايي كه من با اولين نگاه رسميم از لاي پرده ششصد و هفتاد و هشت شاعر را مي بينم
كه حقه باز ها همه در هيات غريب گداياين 
در لاي خاكروبه به دنبال وزن و قافيه مي گردند
و از صداي اولين قدم رسميم 
يكباره از ميان لجنزارهاي تيره ششصد و هفتاد و هشت بلبل مرموز 
كه از سر تفنن خود را به شكل ششصد و هفتاد و هشت كلاغ سياه پير در آورده اند 
با تنبلي به سوي حاشيه روز مي پرند 
و اولين نفس زدن رسميم 
آغشته مي شود به بوي ششصد و هفتاد و هشت شاخه گل سرخ 
محصول كارخانجات عظيم پلاسكو
موهبتيست زيستن آري 
در زادگاه شيخ ابودلقك كمانچه كش فوري 
و شيخ � اي دل � اي دل تنبك تبار تنبوري 
شهر ستارگان گران � وزن ساق و باسن و پستان و پشت جلد و هنر 
گهواره مولفان فلسفه ي اي بابا به من چه ولش كن 
مهد مسابقات المپيك هوش - واي 
جايي كه دست به هر دستگاه نقلي تصوير و صوت ميزني از آن 
بوق نبوغ نابغه اي تازه سال مي آيد 
و برگزيدگان فكري ملت 
وقتي كه در كلاس اكابر حضور مي يابند
هر يك به روي سينه ششصد و هفتاد و هشت كباب پز برقي و بر دو دست ششصد و هفتاد و هشت ساعت ناوزر رديف كرده و ميدانند 
كه ناتواني از خواص تهي كيسه بودنست نه ناداني 
فاتح شدم بله فاتح شدم 
اكنون به شادماني اين فتح 
در پاي آينه با افتخار ششصد و هفتاد و هشت شمع نسيه مي افروزم
و مي پرم به روي طاقچه تا با اجازه چند كلامي 
در باره فوائد قانوني حيات به عرض حضورتان برسانم 
و اولين كلنگ ساختمان رفيع زندگيم را 
همراه با طنين كف زدني پر شور 
بر فرق فرق خويش بكوبم
من زنده ام بله مانند زنده رود كه يكروز زنده بود 
و از تمام آن چه كه در انحصار مردم زنده ست بهره خواهم برد 
من مي توانم از فردا 
در كوچه هاي شهر كه سرشار از مواهب مليست 
 و در ميان سايه هاي سبكبار تيرهاي تلگراف 
گردش كنان قدم بردارم 
و با غرور ششصد و هفتاد و هشت بار به ديوار مستراح هاي عمومي بنويسم 
�خط نوشتم كه خر كند خنده� 
من مي توانم از فردا 
همچون وطن پرست غيوري
سهمي از ايده آل عظيمي كه اجتماع 
هر چارشنبه بعد از ظهر � آن را 
با اشتياق و دلهره دنبال ميكند 
در قلب و مغز خويش داشته باشم
سهمي از آن هزار هوس پرور هزار ريالي 
كه مي توان به مصرف يخچال و مبل و پرده رساندش 
يا آنكه در ازاي ششصد و هفتاد و هشت راي طبيعي 
آن را شبي به ششصد و هفتاد و هشت مرد وطن بخشيد 
من مي توانم از فردا 
در پستوي مغازه خاچيك 
بعد از فرو كشيدن چندين نفس ز چند گرم جنس دست اول خالص 
و صرف چند باديه پپسي كولاي ناخالص 
و پخش چند يا حقو يا هو و وغ وغ و هو هو 
رسما به مجمع فضلاي فكور و فضله هاي فاضل روشنفكر 
و پيران مكتب داخ داخ تاراخ تاراخ بپيوندم 
و طرح اولين رمان بزرگم را
كه در حوالي سنه يكهزار و ششصد و هفتاد و هشت شمسي تبريزي 
رسما به زير دستگاه تهيدست چاپ خواهد رفت 
بر هر دو پشت ششصد و هفتاد و هشت پاكت
اشنوي اصل ويژه بريزم 
من مي توانم از فردا 
با اعتماد كامل 
 خود رابراي ششصد و هفتاد و هشت دوره به يك دستگاه مسند مخمل پوش 
در مجلس تجمع و تامين آتيه 
يا مجلس سپاس و ثنا ميهمان كنم 
زيرا كه من تمام مندرجات مجله هنر و دانش و تملق و كرنش را مي خوانم 
و شيوه درست نوشتن را مي دانم 
من در ميان توده سازنده اي قدم به عرصه هستي نهاده ام 
كه گرچه نان ندارد اما به جاي آن ميدان ديد و باز و وسيعي دارد 
كه مرزهاي فعلي جغرافياييش 
از جانب شمال به ميدان پر طراوت و سبز تير
و از جنوب به ميدان باستاني اعدام 
و در مناطق پر ازدحام به ميدان توپخانه رسيده ست 
و در پناه آسمان درخشان و امن امنيتش 
 از صبح تا غروب ششصد و هفتاد و هشت قوي قوي هيكل گچي 
به اتفاق ششصد و هفتاد و هشت فرشته 
آن هم فرشته از خاك وگل سرشته 
به تبليغ طرح هاي سكون و سكوت مشغولند 
فاتح شدم بله فاتح شدم 
پس زنده باد 678 صادره از بخش 5 ساكن تهران 
كه در پناه پشتكار و اراده 
به آن چنان مقام رفيعي رسيده است كه در چارچوب پنجره اي در 
 ارتفاع ششصد و هفتاد و هشت متري سطح زمين قرار گرفته ست 
و افتخار اين را دارد كه مي تواند از همين دريچه نه از راه پلكان خود را 
 ديوانه وار به دامان مهربان مام وطن سرنگون كند 
و آخرين وصيتش اينست 
كه در ازاي ششصد و هفتاد و هشت سكه حضرت استاد آبراهام صهبا مرثيه اي به قافيه كشك 
در رثاي حياتش رقم زند

پی نوشت : من که به خودم این اجازه را ندادم که در مورد این شعر یا فروغ فرخزاد نظری بدم فقط اینجا گذاشتم تا شما هم از این شعر لذت ببرید.

۱۳ اسفند ۱۳۸۶

ماشینی برای همه بشر



این تبلیغات ماشین جدید فورد هست که با شعار ( ماشینی برای همه بشر ) منتشر شده است. جالبه . همون بهتر که ایران خودرو ماشین هاشو تبلیغ نمی کنه ( یعنی مثله فورد و ... ). فکرشو به کنید تو تبلیغاتش چی می خواهد بگویید؟ :دی





۱۰ اسفند ۱۳۸۶

دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم!

اگر جمعيت جهان را به يك جامعه 100 نفره تشبيه كنيم، دراين جامعه 61 نفر آسيائي، 12 نفر اروپائي، 8 نفر اهل آمريكاي شمالي، 5 نفر آمريكاي جنوبي و درياي كارائيب، 13 نفر آفريقايي و يك نفر از اقيانوسيه است. در اين جامعه 50 نفر زن و 50 نفر مرد خواهند بود. 47 نفر در شهرها زندگي مي كنند و 9 نفر معلول هستند. 33 نفر مسيحي، 18 نفر مسلمان، 14 نفر هندو، 16 نفر بي دين، 6 نفر بودائي و 13 نفر معتقد به ساير مذاهب هستند.
در اين جامعه، 43 نفر از هر گونه امكانات بهداشتي و درماني بي بهره اند. 18 نفر هيچگونه دسترسي به منابع آب بهداشتي ندارند. 6 نفر مالك 59% ثروت كل جهان هستند. 13 نفر همواره گرسنه و دچار سوء تغذيه هستند. 14 نفر قادر به خواندن و نوشتن نيستند و فقط 7 نفر تحصيلات متوسطه به بالا را دارند. فقط 12 نفر كامپيوتر دارند و تنها 3 نفر دسترسي به اينترنت دارند. يك نفر نيز درسنين 15 تا 49 سال مبتلا به ايدز است.

از اين جمعيت، 18 نفر با كمتر از يك دلار در روز براي زنده ماندن تقلا مي كنند و 53 نفر نيز روزگارشان را با كمتر از 2 دلار در روز سپري مي كنند. و اگر، يك حساب بانكي پس انداز نيز داريد شما جزو 30% مردم جهان هستيد.
سالانه 2/1 هزار ميليارد دلار صرغ هزينه هاي نظامي مي شود و فقط 100 ميليارد دلار صرف كمكهاي انسان دوستانه مي گردد.
حال، اگر شما در يخچال غذايي براي خوردن داريد، اگر در كمد لباستان چيزي براي پوشيدن يافت مي شود، اگر تختي براي خواب شبانه داريد و سقفي بالاي سر براي زندگي، شما از 75% مردم جهان خوشبخت تر هستيد.
سپاسگزار آنچه داريد باشيد و براي بهتر شدن دنيا براي زندگي همگان تلاش كنيد. خوشبختي جايي كامل مي شود كه همگان در حدي منصفانه از آن بهره مند باشند

۰۹ آذر ۱۳۸۶

این دیگه آخرشه!!!!!

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
.
.
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند.
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است .
.
.
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود
.
.
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید

بانک زمان

- ارزش یک سال را از دانش آموزی بپرس که در امتحانات آخر سال رد شده و قراراست یک سال دیگرکتابهای تکراری را ورق بزند

- ارزش یک ماه را از مادری بپرس که طفل نارسش فقط یک ماه زودتر به دنیا آمده وحالا چکیده ۸ ماه آرزو های طلایی اش زیر چادر اکسیژن تلف شده است।

- ارزش یک هفته را از نویسنده هفته نامه ای بپرس که همه هفته گذشته سرش شلوغ بوده و در آغاز هفته جدید باید گزارشش روی میز سر دبیر باشد।

- ارزش یک ساعت را از دو چشم انتظاری بپرس که برای دیدن هم سر قرار لحظه شماری می کنند।

- ارزش یک دقیقه را از مسافر جا مانده ای بپرس که یک دقیقه پیش قطارش بدون او راه افتاد।

- ارزش یک ثانیه را از کسی بپرس که فقط یک ثانیه ترمزش دیر گرفت و حالا به جسدی کف خیابان خیره شده است।

- ارزش یک صدم ثانیه را از دونده ای بپرس که در المپیک نقره گرفت।

 

هر دقیقه را مثل گنج ذخیره کن زمان برای کسی صبر نمی کند

۱۲ آبان ۱۳۸۶

طفلکی مردها توی سنين مختلف

شش سال اوّل زندگی:

• گريه نكن
• شيطونی نكن
• دست تو دماغت نكن
• تو شلوارت پی‌پی نكن
• مامانت رو اذیت نكن
• روی ديوار نقاشی نكن
• انگشتت رو تو پريز برق نكن
• دمپايی بابا رو پات نكن
• به خورشيد نگاه نكن
• شبها تو جات جيش نكن
• تو كمد مامان فضولی نكن
• با اون پسر بی‌تربيته بازی نكن
• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نكن
• زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نكن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نكن

۲- دوره ی دبستان:

• موقع رفتن به مدرسه دير نكن
• پات رو تو جاميزی نكن
• ورقهای دفترت رو پاره نكن
• مدادت رو تو دهنت نكن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نكن
• تخته پاك‌كن رو خيس نكن
• حياط مدرسه رو كثيف نكن
• با دخترها شمسی خانوم «دكتربازی» نكن
• دست تو كيف بغل دستيت نكن
• تخته‌سياه رو خط‌خطی نكن
• گچ رو پرت نكن
• تو راهرو سر و صدا نكن
• تو كلاس پچ‌پچ نكن
• ATARI بازی نكن

۳- دوره ی راهنمايی:

• ترقه بازی نكن
• SEGA بازی نكن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نكن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نكن
• تو كوچه فوتبال بازی نكن
• دست تو جيب بابات نكن
• با مامانت كل‌كل نكن
• تو كلاس صحبت نكن
• بعد از ظهر سر و صدا نكن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نكن
• اتاقت رو شلوغ نكن
• روی ميز بابات كتابهات رو ولو نكن
• عكس لختی تماشا نكن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نكن
• جر و بحث نكن

۴- دوره ی دبيرستان:

• با كامپيوتر بازی نكن
• تو حموم معطل نكن
• تقلب نكن
• با دوستات موتورسواری نكن
• عصرها دير نكن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نكن
• با بابات دعوا نكن
• تو كلاس معلمتون رو مسخره نكن
• تو خيابون دنبال دخترها نكن
• مردم‌آزاری نكن
• نصف شب سر و صدا نكن
• فيلم سوپر نگاه نكن
• وقتت رو با مجله تلف نكن
• چشم‌چرونی نكن

۵- دوره ی دانشگاه:

• رشته‌ای رو كه دوست داری انتخاب نكن
• ۲۴ ساعته چت نكن
• سر كلاس درس غيبت نكن
• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه رد و بدل نكن
• خيابون‌ها رو متر نكن
• تو سياست دخالت نكن
• با دخترهای مردم هر كاری دلت خواست نكن
• شب برای شام دير نكن
• با مأمور پليس كل‌كل نكن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نكن
• موبايلت رو Reject نكن
• حذف پزشكی نكن
• آستين كوتاه تنت نكن
• همه رو دودره نكن

۶- دوره ی سربازی:

• موهات رو بلند نكن
• روت رو زياد نكن
• از اوامر سرپيچی نكن
• فرار نكن
• با اسلحه شوخی نكن
• غيبت نكن
• به آينده فكر نكن
• درگيری ايجاد نكن
• به فرمانده بی‌احترامی نكن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فكر نكن
• با رئيس عقيدتی جر و بحث نكن
• اعتراض نكن
• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نكن
• از تلف شدن وقتت ناله نكن
• از آشپزخونه دزدی نكن

۷- دوره ی شوهر بودن:

• با زنت شوخی نكن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نكن
• به زنت خيانت نكن
• با دوستانت الواتی نكن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نكن
• به زنهای ديگه نگاه نكن
• موبايلت رو قايم نكن
• از عكسهای قبل از ازدواجت نگهداری نكن
• پولت رو خرج دوستات نكن
• رفتار دوران مجردی رو تكرار نكن
• غير از زندگی مشترك به هيچ چيز فكر نكن
• ريسك نكن
• بدون اجازهء زنت هيچ كاری نكن

۸- دوره ی پدر بودن:

• بچه رو تنبيه نكن
• به بچه بی‌توجهی نكن
• بچه‌ت رو با بچه‌های ديگه مقايسه نكن
• به بچه توهين نكن
• بچه رو از بازی منع نكن
• بچه‌ت رو به كتك زدن بچهء دختر شمسی خانوم تشويق نكن
• با بچه كل‌كل نكن
• بچه رو محدود نكن
• بچه رو از جنس مخالف دور نكن
• به مادر بچه بی‌توجهی نكن
• بچه رو به هيچ چيز مجبور نكن
• آزادی بچه رو محدود نكن
• به حلال‌زاده بودن بچه شك نكن
• از خواستهای بچه چشم‌پوشی نكن

۹- دوره ی پيری:

• برای بچه‌هات مزاحمت ايجاد نكن
• نوه‌هات رو لوس نكن
• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نكن
• به خاطراتت فكر نكن
• پولت رو خرج نكن
• هوس جوونی نكن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فكر نكن
• با زنت بی‌وفايی نكن
• از رفتن به خانهء سالمندان احساس نارضايتی نكن
• لباس شاد تنت نكن
• به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجه نكن
• تو وصيتنامه، هيچكس رو فراموش نكن
• از گذشته ناله نكن
• به هر كی رسيدی، نصيحت نكن
• به آينده فكر نكن

۱۰- دوره ی پس از مرگ !

• حالا ديگه دورهء نكن تموم شد! حالا هر كاری دلت می‌خواد بكن...
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم كاری نكن

بدون عنوان (من چیزی پیدا نکردم)

 شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار

* شما در یک مهمانی ، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. سعی می کنید به ش کم محلی کنید تا از شما خوش اش بیاد، اون هم فمینیست از آب در می آد و برایِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو می گیره و با هم می رن سان فرانسیسکو. به این می گن اشتباهِ استراتژیک در بازاریابی.

* شما در یک مهمانی ، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و مؤدبانه یه یه شاخه گلِ سرخ به ش می دید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توی سرتون می زنه، چون شدیداً استقلالیه. به این می گن اشتباهِ تاکتیکی در بازاریابی.

* شما در یک مهمانی ، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه
به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.

*شما در یک مهمانی ، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.

*شما در یک مهمانی ، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید.
به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.

* شما در یک مهمانی ، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه ، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار

* شما در یک مهمانی ، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. به جایِ این که جلو برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون می گید که با مادرش تماس بگیره و قرار خواستگاری رو بذاره. به این می گن بازاریابی سنتی.

* شما در یک مهمانی ، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت می کنه و در موردِ شما توضیح می ده و شما با هردوی اونا ازدواج می کنید. به این می گن بازاریابی دهان به دهان!

* شما در یک مهمانی ، دخترِهای بسیار زیبایِ فراوانی رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. سرگردان می شید که جلو کدوم برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

۱۰ آبان ۱۳۸۶

نقشه «خلیج فارس» در 1724 میلادی

 

این اثر با ارزش كه در سال 1724 میلادی (1317 هجری قمری) به وسیله ژ. دولیل مهندس ارشد انجمن امپراتوری علوم فرانسه به طریقه چاپ سنگی در ابعاد 50 در 63 سانتیمتر در پاریس به طبع رسیده و با دست رنگ آمیزی شده است، یكی از ده ها نمونه نقشه های چاپ شده به وسیله كاتوگرافان جهانی است كه حدود و ثغور كشور ایران را در آخر دوره صفویه نشان می دهند و نام خلیج فارس در تمامی آنها آورده شده است.

۰۷ آبان ۱۳۸۶

زمستان(مهدي اخوان ثالث)

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
                                 سرها در گريبان است .
كسي سر بر نيارد كردپاسخ گفتن و ديدار ياران را .

نگه جز پيش پا را ديد , نتواند ,
                        كه ره تاريك و لغزان است .
و گر دست محبت سوي كس يازي ,
              به اكراه آورد دست از بغل بيرون ؛
                            كه سرما سخت سوزان است .

نفس كز گرمگاه سينه مي آيد برون , ابري شود تاريك .
          چو ديوار ايستد در پيش چشمانت .
                   نفس كاينست , پس ديگر چه داري چشم
                    ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟

مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير ِپيرهن چركين !
         هوا بس ناجوانمردانه سردست ... آي .
                        دمت گرم و سرت خوش باد !
                        سلامم را تو پاسخ گوي , در بگشاي !

منم من , ميهمان هر شبت , لولي وش ِمغموم .
         منم من , سنگِ تيپا خورده رنجور .
               منم دشنام پست آفرينش , نغمه ناجور .
                     نه از رومم , نه از زنگم , همان بيرنگِ بيرنگم .
بيا بگشاي در , بگشاي , دلتنگم .
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد .
تگرگي نيست , مرگي نيست .
صدايي گر شنيدي , صحبت سرما و دندان است .

من امشب آمدستم وام بگزارم .
   حسابت را كنار جام بگذارم .
     چه مي گويي كه بيگه شد , سحر شد , بامداد آمد؟
فريبت مي دهد, بر آسمان اين سرخي ِبعد از سحرگه نيست .
حريفا!گوش سرما برده است اين, يادگار سيليِ سردِ زمستان است.
    و قنديل سپهر تنگ ميدان . مرده يا زنده,
         به تابوتش ستبرِ ظلمت نُه تويِ مرگ اندود , پنهان است .

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت .
   هوا دلگير , درها بسته, سرها در گريبان, دستها پنهان,
         نفسها ابر , دلها خسته و غمگين ,
                درختان اسكلتهايِ بلور آجين ,
                       زمين دلمرده , سقفِ آسمان كوتاه ,
                                                   غبار آلوده مهر و ماه ,
                        زمستان است .

 (م . اميد ) تهران ـ دي ماه 1334

از اخوان چه مي‌دانيد؟؟

در سال 1307 در مشهد چشم به جهان گشود.
 تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهر گذراند و در سال 1326 دوره هنرستان مشهد رشته آهنگري را به پايان بر و همان جا در همين رشته آغاز به کاركرد.
سپس به تهران آمد آموزگار شد و در اين شهر و پيرامون آن به تدريس پرداخت.
اخوان چند بار به زندان افتاد و يک بار نيز به حومه کاشان تبعيد شد.
در سال 1329 ازدواج کرد در سال 1333 براي بار چندم به اتهام سياسي زنداني شد.
پس از آزادي از زندان در 1336 به کار در راديو پرداخت و مدتي بعد به تلويزيون خوزستان منتقل شد.
در سال 1353 از خوزستان به تهران بازگشت و اين بار در راديو وتلويزيون ملي ايران به کار پرداخت.
در سال 1356 در دانشگاه هاي تهران ملي و تربيت معلم به تدريس شعر ساماني و معاصر روي آورد در سال 1360 بدون حقوق و با محروميت از تمام مشاغل دولتي بازنشسته شد.
در سال 1369 به دعوت خانه فرهنگ آلمان براي برگزاري شب شعري از تاريخ 4 تا 7 آوريل براي نخستين بار به خارج رفت.
سرانجام چند ماهي پس از بازگشت از سفر در شهريور ماه جان سپرد وي در توس در کنار آرامگاه فردوسي به خاك سپرده شد از او 4 فرزند به يادگار مانده است.

 روحش شاد

13 راه موثر ولی غیرمعمول برای افزایش بازدید کننده

» همین اول کار بگم که به هیچ وجه به این متن بصورت جدی نگاه نکنید ! البته من این راه ها را شخصا امتحان نکرده ام ولی این به معنای آن نیست که عملی نیستند. اینکه تمام مدیران وبسایت ها و وبلاگ نویسان به دنبال جذب بیننده بیشتر برای سایتشان هستند یک حقیقت است و هر کس هم که می گوید نیست ، باید به او شک کنید! اما برسیم به دستور العمل های کاربردی برای افزایش ترافیک سایتتان !

1- آدرس سایتتان را روی بدنتان بنویسید و با لباس زیر در شهر بگردید.
شانس زیادی وجود دارد که بدین وسیله بتوانید وبلاگتان را با بازدید کننده های تازه و زیادی آشنا کنید.البته باید فکری هم برای مزاحمت های احتمالی پلیس و ستاد مبارزه با بدحجابی کنید.

2- یک بیسیم پلیس بخرید.
در طول روز به بیسیم پلیس گوش دهید و همین که از حادثه جدیدی باخبر شدید با سرعت تمام خود را به محل مذکور برسانید.احتمال زیادی وجود دارد که خبرگزاری ها تصمیم داشته باشند تا از آنجا بصورت مستقیم اقدام به ارسال گزارش کنند.در هنگامی که خبرنگار در حال پخش زنده گزارش خود است به پشت سر او بروید و با تمام توان اسم وبسایتتان را فریاد بزنید.در چند حادث دیگر هم این کار را انجام دهید ، اینکار شما باعث می شود که طرفداران بسیار زیادی پیدا کنید! در اینصورت مردم تنها به این دلیل که شما را ببینند اخبار را تماشا می کنند.

3- مقداری برچسب بخرید.
برچسب روش ارزانی برای تبلیغات است. مقداری برچسب های کوچک که اسم وبسایت شما بر روی آن نوشته شده است بخرید و آنها را در هر جایی که میتوانید بچسبانید ! داخل توالت های عمومی ،روی ماشین مردم و هر جایی که فکر می کنید مردم به آن نگاه می کنند.

4- وبسایتتان را صفحه خانگی تمام کامپیوترهایی که به آنها دسترسی دارید کنید.
به یک کافی نت ، یک کتابخانه ، سایت دانشگاه یا حتی خانه دوستان و آشنایان بروید و وبسایتتان را صفحه خانگی تمام کامپیوترهایشان کنید.بیشتر کسانی که با کامپیوتر کار می کنند نمی دانند چطور آن را به حالت پیشفرض برگردانند.

5- آدرس سایتتان را در صفحه اول تمام روزنامه ها بنویسید.
صبح اول وقت به یک دکه روزنامه فروشی بروید و با یک ماژیک خوش رنگ آدرس سایتتان را در بزرگترین اندازه ممکن بر روی تمام روزنامه هایش بنویسید بطوریکه کل صفحه را بپوشاند.سپس قبل از اینکه فروشنده شما را بگیرد با سرعت هر چه تمام تر از محل فرار کنید . این کار را برای تمام روزنامه فروشی ها در دو نوبت صبح و عصر انجام دهید.

6- آدرس سایتتان را بر روی تمام اسکناس هایی که خرج می کنید بنویسید.
به عنوان یادگاری نام و آدرس سایت خودتان را روی هر اسکناسی که می خواهید به کسی بدهید بنویسید.در اینصورت به پول علاوه بر وظیفه اعتباریش ، یک وظیفه مهم دیگر یعنی ترویج سایتتان محول نموده اید.

7- تابلوی تبلیغاتی انسانی کرایه کنید.
این روش بسیار انحصاری و تاثیرگذار است .یک نفر را استخدام کنید که در یک خیابان شلوغ بایستد . این فرد می تواند پلاکارد که تبلیغ سایت شما روی آن است را نگه دارد و یا لباسی با نام سایت شما را بپوشد.

8- سایتتان را در معرض فروش بگذارید.
سایت خودتان را در فروشگاه های اینترنتی با قیمتی که هوش از سر همه بپراند مثلا 20.000.000 تومان ، در معرض فروش بگذارید و دقت کنید تا همه متوجه آن شوند. به احتمال 99.99% کسی آن را از شما نمی خرد (چون شما اصلا قصد فروش ندارید) اما خوب اگر کسی آنقدر احمق است که برای سایت شما بیست میلیون تومان پول بدهد ، قبول کنید و یک سایت دیگر را با همین قیمت برای فروش بگذارید !

9- با پوستر بزرگ تبلیغی از سایتتان به یک رویداد ورزشی بروید.
تصور کنید با یک پوستر بزرگ تبلیغی و با یک رنگ جیغ به مسابقه فوتبال مثل پرسپولیس و استقلال بروید و هر وقت که دوربین تماشاگران را نشان می دهد نام سایتتان را به دوربین نشان دهید. آن وقت بدون هیچ گونه هزینه ای میلیون ها نفر از وجود سایت شما با خبر می شوند !

10- از سایت های معروف دیگر استفاده کنید
در اینترنت به دنبال ویدیوهای محبوب بگردید ، سپس با یک ابزار ویرایش فایل های ویدیویی در اول فیلم ها بنویسید که این تصاویر از طریق سایت شما عرضه شده است.سپس آنها را در YouTube آپلود کنید. اگر آن ویدیو ها محبوب باشند به سرعت با تعداد بازدید کنندگان شما افزوده می شود.همچنین می توانید در شبکه های اجتماعی مثل Digg یا حتی همین بالاترین خودمان به تعداد زیاد ثبت نام کنید و بعد لینک خودتان را در آنها اضافه کنید و سپس با نام های کاربری خود به آنها رای دهید. استفاده از عنوان های جنجالی را فراموش نکنید. به عنوان روش دیگر می توانید در سایت هایی مثل Cloob عضو شوید و بعد از اینکه 500-600 نفر را به لیست دوستانتان اضافه کردید برای آنها پیام های گروهی حاوی لینک سایت خود را بفرستید.

11- نظر فله ای بگذارید.

به سرویس های وبلاگی مثل میهن بلاگ یا پرشین بلاگ که آخرین وبلاگ های بروز شده اشان را در صفحه اول نمایش می دهند بروید و به تک تک آنها رفته و در پست آخرشان نظری مشابه این جملات بگذارید: ” سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تکی داری! دوست دارم به عنوان یه کارشناس نظرتو در مورد پست آخرم بدونم …” البته مهم نیست که شما در مورد پرورش زنبور می نویسید و وبلاگ ایشان در مورد کامران و هومن است !

12- همه باید باخبر شوند که شما سایت دارید : چه بخواهند ، چه نخواهند

ID یاهوی هر کسی که در اینترنت پیدا می کنید در مسنجرتان اضافه کنید.سپس روزی 300 بار آدرس وبلاگتان را به همشان بفرستید.

13- ؟؟؟؟

فعلا مورد سیزده ای به ذهنم نمی رسد و این مورد فقط برای رسیدن به نحسی 13 نوشته شده است و هیچ قصد و مرض دیگری در آن نبوده است !!

 

منبع:وبلاگ ابوالفضل حسینی

۰۲ آبان ۱۳۸۶

پنجاه واقعیت جهان که باید تغییر کند

 گردآوری «جسیکا ویلیامز» (Jessica Williams). ویلیامز در کتاب خود که می توان آن را اطلس مسائل حاد اجتماعی جهان محسوب کرد، اطلاعاتی دقیق را با زبان ساده در اختیار مخاطبانش قرار می دهد. اطلاعات ارائه شده در کتاب را تصاویر متنوعی نیز همراهی می کند. کتاب خانم ویلیامز به چند زبان ترجمه شده است.

 1) متوسط عمر زنان ژاپنی 84 سال است؛ در حالیکه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از 39 سال نیست.

2) در روسیه سالانه بیش از 12 هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند.

3) نیمی از شهروندان 15 ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت 15 ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند.

4) یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.

5) در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد.

6) آمار زنان گمشده چینی به 44 میلیون نفر می رسد.

7) تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشور بیشتر است.

8)81درصد اعدام های صورت گرفته در سال 2002 در سه کشور آمریکا، چین و ایران به وقوع پیوسته.

 9) اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد.

10) در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان 5/2 دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما 75 درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند.

11) در بیش از 70 کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند.

 12) یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند.

13) 13 میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند.

14) در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود.

15) در هندوستان 44 میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند.

16) در کشوهای صنعتی روزانه 6تا7 کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود.

17) پردرآمدترین ورزشکار جهان، «تایگر وودز» گلف باز، در طول سال 78میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه 148 دلار درآمد کسب می کند.

18) در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند.

19) در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، 67 هزار نفر و به ازای هر نماینده کنگره 125 نفر مشغول فعالیت هستند.

20) تصادف وسایل نقلیه موتوری در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود.

21) از سال 1977 به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا 80 هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است.

22) تعداد کسانی که طاق های طلایی «مک دونالد» را می شناسند، بیشتر از افرادی است که با تاج خار مسیحیت آشنایی دارند. 

23) در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود.

24) رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به 400 میلیارد دلار می رسد.

25) یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند.

26) در بیش از 150 کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد.

27) هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی 800 میلیون نفر گرسنه می مانند.

28) احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی 33 درصد می باشد.

29) یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد.

30) احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال 2040 به پایان برسد.

31) 82 درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.

32) 70درصد مردم جهان غیر از زبان رایج در کشورشان هیچ زبان دیگری را نشنیده اند.

33) یک چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد.

34) در قاره آفریقا 30 میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند.

35) هر سال ده زبان به جمع زبان های مرده دنیا می پیوندد.

36) تعداد افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد کسانی است که ضمن درگیری ها کشته می شوند.

37) در آمریکا هر هفته به طور متوسط 88 دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس می شوند.

38) در جهان حداقل 300 هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد.

39) هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند.

40) در نبردهای مسلحانه سراسر جهان 300 هزار سرباز کودک در حال جنگیدن هستند.

41)  در انتخابات سال 2001 انگلستان 26 میلیون نفر شرکت کردند، در حالیکه همان سال و در جریان نخستین دور انتخاب Pop Idol انگلستان 32 میلیون انگلیسی رای دادند.

42) ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریکا ده میلیارد دلار برآورد می شود.

43) هزینه تسلیحاتی آمریکا 33 برابر بیشتر از هفت دولتی است که کاخ سفید آنها را با لقب «دولت های قلدر» معرفی می کند.

44) در دنیا 27 میلیون برده وجود دارد.

45) آمریکایی ها در هر ساعت 5/2 میلیون عدد بطری پلاستیکی را به جمع زباله ها اضافه می کنند. یعنی در عرض سه هفته می توان با روی هم گذاشتن این بطری ها با خطی پلاستیکی کره زمین را به کره ماه متصل کرد.

46) هر انگلیسی روزانه به طور متوسط 300 بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار می گیرد.

47) 120 هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند.

48) هر عدد میوه کیوی که بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می کند.

49) بدهی آمریکا به سازمان ملل متحد از مرز یک میلیارد دلار گذشته است.

50) احتمال بروز مشکلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشکلات در کودکان خانواده های مرفه می باشد.

منبع:وبلاگ ایدین فرنگی