‏نمایش پست‌ها با برچسب Teaching. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب Teaching. نمایش همه پست‌ها

۱۴ آذر ۱۳۸۷

کدام سبک اقتصادی رو می پسندید.....؟

اقتصاد مرسوم :
دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین... به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد می كنه... پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ...


اقتصاد هندی :
دو تاگاو ماده دارین ... اونها رو می پرستین و عبادت می كنین!


اقتصاد پاكستانی :
هیچ گاوی ندارین ... ادعا می كنین كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمریكا طلب كمك مالی می كنین ... از چین طلب كمك نظامی می كنین ... از انگلیس هواپیماهای جنگی ... از ایتالیا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زیر دریایی ... از سوییس وام بانكی ... از روسیه دارو ... و از ژاپن تجهیزات ... با تمام این امكانات گاوها رو می خرین و بعد ادعا می كنین كه توسط جهان مورد استثمار قرارگرفتین !


اقتصاد آمریكایی :
دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین ودومی رو تحت فشار مجبور می كنین كه به اندازه ی ۴ تا گاو شیر تولید كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می كنین ... تقصیر رو گردن یه كشور گاودار میندازین و بعد طبیعتا" اون كشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد ... یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازین و گاوها رو به چنگ میارین!


اقتصاد فرانسوی :
دو تا گاو ماده دارین ... دست به اعتصاب می زنین چون می خواین سه تا گاو داشته باشین!


اقتصاد آلمانی :
دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو تحت مهندسی ژنتیك قرار میدین ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می كنن و ماهی یه وعده غذا می خورن و خودشون شیرشون رو می دوشن!


اقتصاد انگلیسی :
دو تا گاو ماده دارین... كه هر دو تاشون گاو دیوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن! ﴾


اقتصاد ایتالیایی :
دو تا گاو ماده دارین ... نمی دونین كه اونها كجا هستن ... پس بیخیال میشین و میرین سراغ ناهار و شراب و استراحتتون!

اقتصاد سوییسی :
۵۰۰۰ تا گاو مادهدارین ... هیچكدومشون مال خودتون نیستن ... از كشورهای دیگه پول می گیرین كه دارین گاوهاشون رو نگه می دارین!


اقتصاد ژاپنی :
دو تا گاو ماده دارین... اونها رو از نو طراحی ژنتیكی می كنین ... هیكل گاوهاتون یك دهم اندازه ی طبیعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شیر تولید می كنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردون وآدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازین و اسمش رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش می كنین و می فروشین !

اقتصاد روسی:
دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو می شمرین و متوجه میشین كه ۵ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره می شمرین و متوجه می شین که 17 تا گاو دارین، اونها رو دوباره می شمرین و می فهمین كه ۴۲ تا گاو دارین ... یه بطری ودكای دیگه باز می كنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین!


اقتصاد چینی :
دو تا گاو ماده دارین ... ۳۰۰ نفر آدم دارین كه گاوها رو می دوشن ... بعد ادعا می كنین كه سیستم استخدامی و شغلی كاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بیان كنه بازداشت می كنین!


اقتصاد ایرانی :
دو تا گاو ماده دارین كه هر دو تاشون ازباباتون به ارث رسیده ... یكیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زكات و سهم صداو سیما و سهم بنیاد های مختلف و غیره ضبط می كنه ... دومی رو هم قربونی می كنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ... می كنین و اقتصاد كماكان فلج می مونه

۲۴ شهریور ۱۳۸۷

MacWorld Magazine - September 2008


MacWorld Magazine - September 2008
Publisher: Mac Publishing, LLC | Number of Pages: 124 | 14.5 MB | PDF

Many magazines devoted to Macintosh computing have come and gone over the years, but Macworld has aged gracefully and become the premier resource for news, reviews, tips, and chatter for the Apple crowd. But far from being a stale grande dame, Macworld continues to pepper its articles and monthly columns by Andy Ihnatko and Christopher Breen with zest, humor, and unbiased viewpoints. The magazine also regularly attracts some of the best writers in the Mac universe, including Photoshop and prepress wizard Bruce Fraser, Quark guru David Blatner, and Adam Engst, editor of the popular TidBits e-newsletter. Their insight and invaluable step-by-step tips help you get the most out of your Mac. But Macworld's bread and butter comes from its heaping helping of reviews on the latest hardware systems, software, monitors, add-on gadgets, and more. They cut to the chase without a lot of fluff, offering review summaries with pros and cons, buying advice, and a rating scale of one to five mice (computer mice, that is).


Download

http://www.megaupload.com/
or
http://rapidshare.com/

pass: webzap.net

۲۷ اسفند ۱۳۸۶

1001 فونت

سلام دوستان عزیز
شما می توانید از این سایت هر جور فونتی رو که نیاز دارید دریافت کنید .
تفکیک مناسبی هم صورت گرفته است برای دسترسی سریع تر  به فونت مورد نیاز .
3D
Animal
Arabic
Army/Stencil
Asian Bitmap/Pixel
Brush
Calligraphy
Celtic
Christmas Comic
Computer
Curly
Decorative
Distorted Dotted
Famous
Fire
Gothic
Graffiti Greek/Roman
Handwriting
Headline
Horror
Ice/Snow Italic
LCD
Medieval
Mexican
Modern Old English
Old School
Outline
Retro
Rock/Stone Rounded
Russian
Sci Fi
Typewriter
Western

امیدوارم لذت ببرید .   http://www.1001freefonts.com/

۲۵ اسفند ۱۳۸۶

هرآنچه براي راه اندازي كسب و كارتان لازم است بدانيد، رايگان بياموزيد!


شغل فعلي يا تجربه شما هر چه باشد، سوابق و تحصيلاتتان هر چه كه باشد، قطعا براي تبديل دانسته هايتان به پول و راه اندازي كسب و كار شخصي خود نياز به دانش كارآفريني داريد. شايد فرصت كافي براي رفت و آمد به دانشگاه نداشته باشيد و هزينه سنگين شركت در دوره هاي MBA برخي آموزشگاهها فراتر از بنيه مالي شما باشد! كافيست تسلط كافي به زبان انگليسي داشته باشيد، آنوقت قادر خواهيد بود با استفاده از محتوي اين سايتها دانش خود را در موضوع كار آفريني تقويت كنيد.

1. MIT OpenCourseWare - Sloan School of Management
2. The U.S. Small Business Administration
3. The Free Nonprofit Micro-eMBA Program
4. ‘Business Week’ Free Online Courses
5. My Own Business
6. Business Entrepreneur Courses
7. Kutztown University - Small Business Development Center
8. iLearn Small Business Courses
9. Financial Management Training Center Courses
10. State of Maine - Small Business Development Center

منبع: وبلاگ فرصتهاي كسب و كار

۲۴ اسفند ۱۳۸۶

نوروز


نوروز، جشن آغاز سال، امروزه در ايران و کشورهای ديگر «جهان ايرانی» به عنوان مهمترين جشن سال، اهميت خاصی دارد. هرچند که در طول تاريخ ايران، جشنهای مهرگان، سده، آبانگان، يلدا، و جشنها و مراسم ديگر ملی، هميشه با شکوه خاصی جشن گرفته می شدند و حتی در بعضی موارد، اهميت آنها از نوروز نيز بيشتر بوده، اما جشن نوروز تنها نمونه اين جشنهای ملی است که همواره اهميت خود را حفظ کرده و در برابر اقداماتی که برای محدود کردن آن صورت گرفته، هميشه ايستاده است.
خاصيت فرا-مليتی و فرا-دينی نوروز يکی از دلايل اصلی اين استقامت و همگانی بودن آن در بين مردمان مختلف است. نوروز در طول تاريخ، هميشه به عنوان جشنی متحد کننده و بدون وابستگی های نژادی، زبانی، و دينی مطرح بوده و تمام مردمی که به صورتی وابسته به جهان فرهنگی ايرانی بوده اند، آنرا به عنوان جشن آغاز سال خود قبول کرده اند. در اين گفتار به بررسی نوروز در تاريخ ايران و ريشه های آن خواهيم پرداخت.

نوروز در تاريخ
دانش ما از آغاز جشن گرفتن نوروز بسيار محدود است. مدارک نوشتاری در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلاد ذکری از نوروز نمی کنند. هرچند که بسياری از محققان بر اين عقيده هستند که يکی از دلايل ساختمان مجموعه پارسه (تخت جمشيد)، جشن گرفتن نوروز و بارعام نوروزی شاهنشاهان هخامنشی بوده، اما نبود هيچگونه نشانه ای از وقوع اين مراسم در دوران هخامنشی، برای بعضی از دانشمندان اين سوال را پيش آورده که آيا نوروز در دوران باستانی به عنوان يک مراسم دولتی جشن گرفته می شده يا نه؟
نخستين برخورد ما با نوروز در مدارک تاريخی به سلطنت ولاش اول اشکانی باز می گردد. ولاش اول را عموما" پايه گذار بسياری از مراسم ايرانی از جمله سده می دانند و نوشته شدن قسمتهايی از اوستا را نيز به دوران او نسبت می دهند. متاسفانه کمبود مدارک کامل ما را از تحقيق لازم در مورد جزئيات برگزاری نوروز در دوران اشکانی محروم می کند.
برعکس، از مراسم نوروز در دوران ساسانی(650-224 پ م) اطلاعات جامعی در دست داريم. کتيبه های ساسانی، پند نامه ها و ديگر قطعه های ادبيات ايرانی ميانه، از برگزاری جشن سال نو در دربار ساسانی صحبت می کنند. مراسم بار نوروزی که در آن شاهنشاه برای تمام اعضای دولت و نمايندگان ملت، بارعام ترتيب می داد، از بازمانده های مراسم ساسانی است.
مراسم بارعام شاهانه در دوران بعد از اسلام نيز باقی ماند و تمام شاهان ايران، حتی پادشاهانی که از اصل غير ايرانی ميامدند (مانند سلاطين غز و مغول) نيز دربار خود را برای برگزاری رسوم ايرانی و از جمله نوروز آماده می کردند. در دربار خلفای عباسی که از بسياری جهات خود را ادامه شاهنشاهان ساسانی می دانستند، نوروز از مهمترين جشنهای سال بود و بار نوروزی با تمام جلال و شکوه آن انجام می گرفت.
با وجود داشتن مدارک مورد اطمينان در مورد جشن گرفته شدن نوروز در دوران ساسانی، دليلی در دست نداريم که نوروز را جشنی با گذشته بسيار قديميتر از دوران ساسانی فرض نکنيم. بسياری از جشنهای مهم جهان در ابتدا تنها بوسيله مردم عامی برگزار می شدند و جزو برنامه های سلطنتی حساب نمی گشتند. قديمی بودن و دست نخوردن مراسم نوروز می تواند گواهی از اين باشد که اين جشن مدتها قبل از اينکه پادشاهان ساسانی (و شايد اشکانی) آنرا تبديل به جشنی رسمی کنند، وجود داشته و مانند امروز، بوسيله همه مردم ايران جشن گرفته می شده.

ريشه های تاريخی نوروز
اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی آن (چهارشنبه سوری و سيزده بدر) را جشنهايی با گذشته صد در صد ايرانی می دانند. بعضی از اين مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهميت آتش در آن، حتی وابسته به دين زرتشت دانسته شده. از طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده اين مطلب هستند که اين جشنها تاريخی فراتر از قوم «ايرانی» (به معنای قوم هندو-اروپايی مهاجری که در حدود سال سه هزار سال قبل به ايران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از آريايی اين فلات سرچشمه می گيرند و چه بسا اقوام عيلامی، کاسی، گوتی و ديگر اقوام باستانی نيز آنها را جشن می گرفته اند.
منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو-ايرانی و بعدا" ايرانی، در درجه اول قديمترين قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقايسه باورهای ديگر مردم هندو-اروپايی (بخصوص هندو-آريايی ها) با باورهای ايرانيان باستان است. ريگ ودا، قديميترين بخش وداهای هندو-آريايی، يکی از بهترين منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آريایی (هندو-ايرانی) است. باورهای اقوام ديگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ايرانی زبانی که در ماوراالنهر و مناطق شرق کوههای پامير زندگی می کردند نيز می توانند الگوهای ما برای فهميدن باورهای ايرانی های باستان باشند.
در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقيه يسناها که قديميترين بخشهای اين کتاب هستند، هيچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستايی اصولا" نيايشهايی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. يسناها سرودهايی هستند که برای ستايش ميترا، آناهيتا، ورونا، هوم، و ديگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها بايد خوانده شوند (کلمه های «جشن» و «يسنا» از يک ريشه هستند). در نتيجه، دربخشهای قديم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سيزده بدر و يا حتی سده نداريم. نخستين نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم «ويديودات» است که در ضمن توضيح زندگی «ييم» (جمشيد)، به دستور برگزاری نوروز نيز اشاره شده (اين روايت را فردوسی نيز ذکر می کند). اما ويديودات از اخيرترين بخشهای اوستاست که به احتمال زياد يا در دوران ساسانی نوشته شده و يا در آن دوران بطور کامل بازنويسی شده و بسياری از باورهای زرتشتی ساسانی در اين کتاب وارد شده.
با نگاه کردن به باورهای مندرج در ريگ ودا نيز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بينيم. جشن شروع سال در نزد اين اقوام اهميت زيادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنين در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زير نام «کافران» به پرستش خدايان باستانی هندو-ايرانی ادامه می دادند، هيچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد اين مردم کاملا" حفظ شده است.
از طرفی، با نگاه کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ايرانی و مقايسه آن با اقوام ساکن ايران و بين النهرين، می توانيم به نتايجی در مورد ريشه های تاريخی نوروز و جشنهای ديگر مربوط به آن برسيم. اقوام هندو-ايرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشينی بنا شده بود. اين طرز زندگی به اين معنی بود که هندو-ايرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاريخی، سرمتها، هيونها، مغولان، و ترکها) به دنبال حيوانات خود برای پيدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای محل سکونت اين اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دليل طبيعت نامعمول آن، خط تقسيم و زمان اين دو فصل همواره نامعلوم بود.
اما مردم ساکن فلات ايران، عيلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، ميتانی ها، و تا حد بيشتری مردمان ساکن بين النهرين، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. اين بدين معنی بود که ترتيب کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظير گندم، مشغله اصلی اين مردم محسوب می شد و زمان انجام هرکدام از اين وظايف، اهميت خاصی داشت. می بينيم که نوشتن تقويمهای نجومی که برمبنای آن حصول فصلها را معين می کردند، از دستاوردهای اين مردم است. طغيانهای سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمين ها، همه و همه از مشغوليات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همين دليل، تقسيم سال به دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در اين منطقه کاملا" حس می شد)، تقسيم ماه به بيست و هشت روز (بر مبنای تقويم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسيمات مردم سومر و بابل بود که از طرف مردمان همسايه آنها نيز استفاده می شد.
از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسياری در دست داريم. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای اين خدا، حمايت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از اين مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بيايند. اهميت اين مراسم را در آنجايی می توانيم ببينيم که بعد از تسخير بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشايارشا نيز هرساله اين مراسم را انجام می دادند. پايان جشنهای بهاری در روز سيزدهم بهار (که اولين بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر اعلام می شده (نمونه اين رسم را می توان در داستان حضرت ابراهيم مشاهده کرد).
از سوی ديگر، بسياری از فرهنگهای جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپايی، مراسمی مانند برافروختن آتش در پايان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد از خرمن چينی جزو مراسم بسيار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نيز در کشورهای اروپايی می توان نظير آن را مشاهده کرد. در ايران نيز امروزه در طی مراسم جشن سده (که جشن رسمی پايان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همين ترتيب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همين مراسم دانست.
بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آيينهای جوامع کشاورزی مقيم ايران بوده است. اما اقوام ايرانی بعد از مهاجرت به اين کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس اين مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقايد خود (تشبيه حلول بهار به پيروزی راستی بر دروغ)، آنرا تبديل به جشنی کاملا" ايرانی کردند. اين جشن، که شايد از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسيله اين مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به دليل طبيعت غير دينی و غير سياسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبديل شود و کم کم به صورت جشنی درآيد که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نيز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.

نوروز امروز
امروزه، نوروز جشن اصلی بسياری از مردم آسيای غربی است. کشورهايی که حتی هيچگاه تحت سلطه سياسی ايران نبوده اند، آنرا به عنوان يکی از جشنهای اصلی خود محسوب می کنند. هرکدام از مليتهای مختلف، مراسم خاص خود را برای جشن گرفتن نوروز دارند، اما همه اين جشن را «نوروز» می نامند و آمدن آن را مقارن با حلول بهار حساب می کنند.
در ايران وافغانستان، نوروز همچنين آغاز سال رسمی کشور است که از ابتدای ماه فروردين محسابه می شود. استفاده از سال خورشيدی از دوران هخامنشيان در ايران معمول بود، هرچند که آغاز گاهشماری چندين بار در دورانهای مختلف تغيير کرده است. در دوران ساسانی به دليل رعايت نکردن اصول کبيسه، در چند مورد نوروز در فصول اشتباه مانند ميانه تابستان جشن گرفته شد. اين مشکل گاهشماری بوسيله ستاره شناس بزرگ، عمر خيام، در قرن ششم هجری حل شد و از آن تاريخ، تقويم «جلالی» به عنوان تقويم خورشيدی کشور انتخاب شد، هرچند که رسمی شدن آن به عنوان تقويم کشور، تا قرن چهاردهم خورشيدی (آغاز همين قرن ما) به طول انجاميد. يکی از مسايل مهم، رعايت کردن کبيسه صد و بيست ساله ايست که بوسيله عمر خيام توصيه شده و در بار آخر در زمان فتحعلی شاه قاجار رعايت شده.
نام ماههای تقويم خورشيدی بارها تغيير کرده. در دوران هخامنشی، نامهايی استفاده می شد که بعد از دوران هخامنشی به فراموشی سپرده شد. نام ماهها در دوران ساسانی بر مبنای نشانه های زرتشتی وضع شد که تقويم ماهانه ساسانی که فاقد هفته است و در آن هرروز ماه يک نام دارد، بهترين اثر باقی مانده از آن است. در بيشتر دوران اسلامی، اسامی بابلی/آرامی ماههای مانند «تموز» و «نيسان» مورد استفاده بود، اما با برقراری تقويم جلالی به عنوان تقويم رسمی ايران در اوايل قرن جاری خورشيدی، اسامی ساسانی نيز دوباره برقرار شدند که متاسفانه تلفظ آنها در مواردی تغيير کرد.
نوروزتان پيروز، هرروزتان نوروز!

۱۰ اسفند ۱۳۸۶

ملاقات Mac & PC & linux

۳۰ آذر ۱۳۸۶

مشخصات فنی WiBro

               2/3-2/4 GHz

باند فرکانسی

 
                    10MHz پهنای باند کانال  
                 OFDMA مالتی پلکسینگ  
                   TDD    داپلکسینگ  
        تا 60 کیلومتر بر ساعت تحرک پذیری  
      3Mpbs for everyuser Down Link نرخ انتقال داده
        1Mpbs for everyuser Up Link نرخ انتقال داده
کمتر از 150 میلی ثانیه زمان Hand Over  
                    100 متر پیکو سلول گستره سلول
                     400متر میکرو سلول گستره سلول
                    1 کیلومتر میکرو سلول گستره سلول

WiBro

سرویس  WiBro(wireless broadband )  یک سرویس اینترنت بدون سیم باند وسیع است که توسط کره جنوبی در فوریه  2002  راه اندازی شد. دولت این کشور پهنای باند  100MHz  را در فرکانس  3/2  گیگاهرتز به این سرویس اختصاص داد. در اواخر سال  2004  نیز استاندارد های ان به وسیله اتحادیه فن اوری ارتباطات کره  (TTA)  تدوین شد.این سرویس به زبانی نسخه ای از استاندارد  IEEE802.16e  است.

ایستگاه پایه  WiBro  با ارایه نرخ انتقال داده ای بین  30 تا 50  مگابایت بر ثانیه در محدوده  1 تا 5  کیلومتر امکان استفاده کاربران از اینترنت را فراهم می کند. از ویژگی های دیگر این سرویس امکان جابجایی در حین دسترسی است.

۲۳ آذر ۱۳۸۶

Profiles WiMAXForum

ویژگی این نمایه ها ان است که گسترده وسیعی از فرکانس ها تا  66  گیگاهرتز,پهنای باند کانالها  ( 1.25تا20مگاهرتز) و کاربردهای ( ( LOS,NLOS,P2MP,P2P  را در بر می گیرد.

نمایه های  WiMAXForum  , با توجه به هر یک پارامتر های زیر تعریف می شود:

 

1. باند فرکانسی: در این نمایه ها از دو باند  3.4-3.6GHz و5.725-5.850GHz  استفاده شده است .

 

2. داپلکسینگ: دو انتخاب وجود دارد. داپلکسینگ با تسهیم زمانی  ( TDD)  برای اپراتور هایی که از باند های منفرد یا ازاد (بی نیاز از اخذ مجوز) استفاده می کنند و داپسینگ با تسهیم فرکانسی  ( FDD )  که به  2  کانال نیاز دارد یکی برای بالا سو و دیگری برای پایین سو.

 

3. پهنای باند کانال: پهنای باند کانال تا حد بسیار زیادی به فرکانس های تخصیص یافته توسط رگولاتوری بستگی دارد .

 

4. استانداردIEEE : نمایه هایه مبتنی بر  802.16-2004 از  OFDM  با  256  حامل استفاده می کند . در حالیکه  802.16e از SOFDMA  که تحرک پذیری را نیز پشتیبانی می نماید, بهره می گیرند.

اتحادیه WiMAX

شرکت هایی که در زمینه ساخت نرم افراز و نرم افراز شبکه شهری بی سیم فعالیت می کنند برای اینکه به توانند با فناوری های دیگر شبکه شهری مانند  ADSL  رقابت کنند با هم اتحادیه تشکیل داده اند که WiMAXForum  نام گرفت و اکنون بیش از  400  عضو دارد . وظیفه اصلی  WiMAXForum  , تشویق شرکت های مختلف به استفاده از استاندارد  802.16 IEEE  است که خود ابتدا محصولات این شرکت را تست می کند ودر صورت سازگار بودن انها یک بر چسب   Certified WiMAX  بر روی انها می زند.عضویت شرکت های بزرگی چون  Nokia  ,  Intel  در این اتحادیه که از پشتیبانان سر سخت ان می باشد باعث موفقیت این سازمان شده است .

۲۱ آذر ۱۳۸۶

2) انوع دسترسی در شبکه WiMAX

تغییراتی که در  802.16-2004  اعمال شد بر روی کاربرد های ثابت و تغییر با مکان در باند  11-2GHz  تمرکز داشت. در این استاندارد  2  مدرلاسیون چند کاربر پشتیبانی می شد که عبارتتند از   OFDM با   256 حامل و  OFDMA  با  2084  حامل . نسخه جدید این استاندارد مدولاسیون  SOFDMA ( Scalable OFDMA )  که تعداد متغییری از حامل ها پشتیبانی می کند , را به کار می گیرد . به علاوه  IEEE802.16e  پشتیبانی قدرتمندی را ازسیستم های چند ورودی –چند خروجی  (MIMO)  و سیستم انتن های تطبیقی  (AAS )  می نماید.

انوع دسترسی در شبکه WiMAX

تعریف ملزومات دسترسی دسترسی/حرکت کاربر Hand OFF 802.16-d 802.16-e

Fixed access

CPEهای برون و درون ساختمانی تک نفره /ایستا ندارد اری اری

Nomadic access

CPEهای برون و درون ساختمانی چند گانه /ایستا ندارد اری اری
Portability لپ تاپ مجهز به PCMCIA یا Mini card چند گانه/حرکت بسیار ارام(راه رفتن) Hard hand Off خیر اری
Simple mobility لپ تاپ مجهز به PCMCIA ویا PDA یا گوشی هوشمند چند گانه /ارام(سرعت پایین اتومبیل) Hard hand Off خیر اری
Full mobility لپ تاپ یا گوشی هوشمند چند گانه/حرکت با سرعت بالا Soft hand off خیر اری

۱۹ آذر ۱۳۸۶

WiMAX

 WiMAX براساس استاندارد    802.16و  Hiper man ( از نظر     EISTمی باشد

.نسخه اخیر از این استاندارد یعنی   IEEE802.16-2004 ( که پیشتر   Revision D یا  802.16d  خوانده می شد) در ژولای  2004  به تصویب رسید.

 IEEE802.16-2004  تنها شامل لایه فیزیکی  PHY  و MAC  می باشد.

بیوگرافی مجيد مظفري ( مصاحبه با خراسان)

مجيد مظفري متولد ١٣٣٠ در تهران است. وي داراي مدرك تحصيلي ديپلم مي باشد اما دوره ٢ ساله بازيگري را، در دانشگاه «ون سان پاريس» گذرانده است. وي پس از بازگشت به ايران، تحت نظر اساتيد بازيگري نيز به آموزش اين حرفه پرداخت. مظفري علاوه بر فعاليت هاي سينمايي، در عرصه تئاتر و تلويزيون هم حضوري فعال و مستمر داشته و دارد. وي تجربه همكاري با كارگردانان بزرگ و مطرحي مانند «بهرام بيضايي»، «مسعود كيميايي»، «كيانوش عياري» و... را در كارنامه خود دارد. مظفري معتقد است بهترين سن براي بازيگري، ميانسالي است. زيرا در اين سن، بهتر مي توان «عشق» و «زندگي» را به تصوير كشيد. او با ابراز تاسف از اين كه در سينماي امروز ايران، براي بازيگران ميانسال نقش هاي كمتري نوشته مي شود، مي گويد: «برايم مهم نيست چه كارگردان هايي سراغم بيايند. اگر من بازيگر خوبي باشم بي ترديد از كارگردان هاي مطرح سينما پيشنهاد بازي خواهم داشت.» مظفري سينماي امروز را به هيچ وجه نمي پذيرد و اميدوار است كه سينماي اواخر دهه ٦٠ و اوايل دهه ٧٠، دوباره تكرار شود. وي مي گويد: «هر نقشي را نمي پذيرم و از كليشه شدن پرهيز مي كنم»! مظفري در سال هاي اخير جداي از بازيگري، به كارگرداني و تهيه كنندگي نيز روي آورده است. در گفت وگويي كوتاه از سينما، بازيگري و دلبستگي هايش برايمان گفت. " فيلم شناسي: شهر قصه (١٣٥٢)، تركمن (١٣٥٣)، زير پوست شب (فريدون گله- ١٣٥٣)، سازش (محمد متوسلاني- ١٣٥٣)، غريبه و مه (بهرام بيضايي- ١٣٥٤)، همسفر (مسعود اسداللهي- ١٣٥٤)، جنگ اطهر (محمدعلي نجفي- ١٣٥٧)، سرخ پوست ها (غلامحسين لطفي- ١٣٥٧)، دانه هاي گندم (حسن رفيعي، ١٣٥٨)، تفنگدار (جمشيد حيدري- ١٣٦١)، عبور از ميدان مين (جواد طاهري- ١٣٦١)، زخمه (خسرو ملكان- ١٣٦٢)، آوار (سيروس الوند- ١٣٦٤)، تنوره ديو (كيانوش عياري- ١٣٦٤)، يوزپلنگ (ساموئل خاچيكيان- ١٣٦٤)، تيغ و ابريشم (مسعود كيميايي- ١٣٦٥)، تشكيلات (منوچهر مصيري- ١٣٦٥)، روزهاي انتظار (اصغر هاشمي- ١٣٦٥)، گل مريم (حسن محمدزاده- ١٣٦٦)، كشتي آنجليكا (محمد بزرگ نيا- ١٣٦٧)، در مسير تندباد (مسعود جعفري جوزاني- ١٣٦٧)، فاني (افشين شركت- ١٣٦٨)، ريحانه (عليرضا رئيسيان- ١٣٦٨)، ساوالان (يدا... صمدي- ١٣٦٨)، شهر خاكستري (حسن هدايت- ١٣٦٩)، مسافران (بهرام بيضايي- ١٣٧٠)، سايه هاي هجوم (احمد اميني- ١٣٧١)، راز خنجر (محمدحسين حقيقي- ١٣٧١)، بيا با من (مهدي ودادي- ١٣٧١)، تماس شيطاني (حسن قلي زاده- ١٣٧١)، جنگ نفت كش ها (محمد بزرگ نيا- ١٣٧٢)، سه مرد عامي (١٣٧٢)، آرايش مرگ (افشين شركت- ١٣٧٣)، توفان (محمد بزرگ نيا- ١٣٧٥)، جان سخت (علي اكبر ثقفي- ١٣٧٦)، آسمان پرستاره (حسن قلي زاده، ١٣٧٨)، سگ كشي (بهرام بيضايي- ١٣٧٩)، بي همتا (١٣٨٠)، قلب هاي ناآرام (فقط كارگردان- ١٣٨٠)، تقاطع (ابوالحسن داوودي- ١٣٨٤).

شما در فيلم هاي «غريبه و مه»، «مسافران» و «سگ كشي»، بازيگر «بهرام بيضايي» بوده ايد. بي ترديد همكاري با وي، بايد برايتان تجربه هاي زيادي به همراه داشته باشد.
بي ترديد همين گونه است. من اگر در بازيگري به موفقيتي هم دست يافته ام، نتيجه تجاربي است كه به سبب بازي در فيلم هاي «بهرام بيضايي» كسب كرده ام و مرهون لطف ايشان هستم. اگر ١٠ كارگردان خوب و صاحب سبك داشته باشيم، نخستين آن ها «بهرام بيضايي» است. ايشان به سبب آگاهي به ادبيات، تاريخ و فرهنگ ايران، تسلط بسياري به سينما و تئاتر دارند. در سينماي بيضايي، خيلي چيزها وجود دارد كه آن را، از سينماي ديگران متمايز مي كند. همان گونه كه سينماي «داريوش مهرجويي»، «ناصر تقوايي» و «مسعود كيميايي»، بي نظير و منحصر به فردند. اما داستان هاي سينماي بيضايي وابسته به زماني خاص از تاريخ است. به همين سبب آثار وي، هرگز شامل مرور زمان نمي شود و تاريخ مصرف ندارد. شما همين حالا مي توانيد از تماشاي «رگبار» لذت ببريد؛ با وجود آن كه مدت زمان زيادي، از ساخت اين فيلم گذشته است. هر كسي كه به فيلم هاي بيضايي علاقه دارد، اگر براي بار سوم هم فيلم «سگ كشي» را ببيند، از تماشاي آن لذت خواهد برد. البته اين ويژگي، شامل برخي آثار كارگردانان صاحب نام سينماي ايران هم مي شود.
پس بايد نگاه متفاوت و خاصي، به حرفه بازيگري داشته باشيد.
حرفه بازيگري؟ مگر بازيگري حرفه است، وقتي نمي توان از طريق آن امرار معاش كرد؟ به گمان من، زماني كه پا به عرصه بازيگري مي گذاري، هرگز نبايد به اين فكر كني كه با اين حرفه زندگي ات را بگذراني و پيش ببري. وقتي يك بازيگر پيشكسوت، براي ترخيص از بيمارستان چشمش به كمك ديگران و دولت است، نبايد بازيگري را حرفه دانست. متاسفانه بازيگري در كشور ما، نه حرفه اي است و نه به سمت حرفه اي شدن پيش مي رود. شايد گفتن اين حقيقت تلخ براي خود من هم دشوار باشد، اما در هر حال بايد پذيرفت كه ما هنوز سينماي حرفه اي نداريم. اواخر دهه ٦٠ يا اوايل دهه ٧٠، شايد مي شد گفت سينماي ما يك سينماي حرفه اي و ملي است. چون آن زمان اگر سالي ١٠٠ فيلم داشتيم، ٧٠ درصد اين آثار، در شهرستان ها ساخته مي شد. وقتي در شهرستان ها فيلمي ساخته شود، فرهنگ، آداب، آيين، موسيقي، لهجه، گويش و پوشش مردم آن شهرستان ها در فيلم بازتاب خواهد داشت. اما متاسفانه سينماي امروز، شده چند تا جوان چشم آبي و يك خانه لوكس. اين كه سينما نيست، فروشگاه است. حتي اسم ها و عناوين فيلم هاي امروز، مضحك شده است.

چرا سينماي ما نتوانست مانند دهه ٦٠ و ٧٠، به پيشرفت برسد و اكنون در حال پسرفت است؟
 اين موضوع به سياست گذاري هاي سينمايي، وابستگي تام دارد. در آن سال ها مديران، براي پي ريزي و استمرار يك سينماي مطلوب، تلاش مي كردند. سياست مديران آن سال ها، سبب تعاملات بسياري ميان سينماگران و مخاطبان شد. اين طور نبود كه مردم با سينما قهر كنند. اما اكنون وضع گونه ديگري شده است. خودتان بگوييد. از حدود ٨٠ فيلمي كه در سال ساخته مي شود، چند فيلم خوب مي توان سراغ گرفت؟ چرا كارگردانان خوب سينماي ما، اين سال ها كمتر فيلم مي سازند؟ چرا بسياري از بازيگران توانمند ما، يا گوشه نشين شده اند و يا در فيلم هايي كه در شأن نام و شخصيت آن ها نيست، ايفاي نقش مي كنند؟ و... چه كسي بايد به اين پرسش ها پاسخ دهد؟ البته شما هم به خوبي مي دانيد. اين ها حقايق تلخي است كه هيچ كس حاضر نيست پاسخ گوي آن باشد.
" چه چيزي سبب مي شود كه شما، پيشنهاد بازي در يك فيلم سينمايي را بپذيريد؟
" " براي من نام كارگردان، از هر چيز ديگري مهم تر است. دوست ندارم با هر كارگرداني كار كنم. زيرا معتقدم اين نام كارگردان است كه ماندگاري يك اثر را تضمين مي كند. كارگردانان بزرگ و صاحب سبك، به كار بازيگر اعتبار مي دهند. زيرا آن ها هر بازيگري را، براي ايفاي نقش در فيلم هايشان انتخاب نمي كنند. البته فيلم نامه هم برايم مهم است؛ همچنين عوامل توليد پروژه، من بازيگري نيستم كه هر نقشي را بپذيرم. زيرا هرگز دوست ندارم كليشه شوم. فيلم نامه بايد براي من، حرف تازه اي داشته باشد. اگر نقش ها و فيلم نامه هاي تكراري به من پيشنهاد شود آن ها را رد مي كنم. ترجيح مي دهم بيكار باشم تا اين كه در يك كار متوسط بازي كنم.
اگرچه شما در كارنامه تان فيلم هاي خوب و ماندگاري داريد اما حضور در فيلم هاي سطحي چون «جان سخت»، «آسمان پرستاره»، «آرايش مرگ»، «تماس شيطاني» و... خلاف گفته خودتان را اثبات مي كند. بازي در چنين فيلم هايي، چه توجيهي مي تواند داشته باشد؟

 ببينيد! بي شك هر بازيگري در كارنامه خود، نقاط عطفي دارد اما در مقابل كارهايي را هم در كارنامه خود به ثبت رسانده است، كه چندان مورد رضايت خود او هم نيست. اين فراز و نشيب در كارنامه بازيگري من هم طبيعي است. اگر بازي در چنين فيلم هايي را پذيرفته ام، حتما دلايل و انگيزه هاي خاصي داشته ام. يا در آن زمان، كار خوبي به من پيشنهاد نشده و مدتي از سينما دور بودم يا نتوانستم به تقاضاي كارگردان پاسخ منفي دهم. اما شما هرگز نبايد به صرف حضورم دراين فيلم ها، نقش ها و بازي هاي خوبم را ناديده بگيريد. اصولا منتقدان ما انتظار دارند يك كارگردان يا بازيگر خوب، هميشه در سكوي نخست باشد. در حالي كه با توجه به شرايط چنين انتظاري منصفانه نيست. من نمي توانم به عنوان يك بازيگر، كه مناسبات خاص حرفه اي با عوامل توليد داشته ام، تمام دلايل پذيرش بازي در اين آثار را به شما بگويم.
 بيشتر دوست داريد در فيلم هاي چه كارگرداناني ايفاي نقش داشته باشيد؟
 من دوست ندارم به سراغ هيچ كارگردان بزرگ و صاحب نامي بروم. چون معتقدم بازيگر بايد با بازي خود، نشان دهد كه توانمند است. اگر من بازيگر خوبي باشم بي ترديد كارگردانان بزرگ به سراغم مي آيند. همان طور كه «بهرام بيضايي» به من پيشنهاد بازي داد. البته نمي توانم اين حقيقت را كتمان كنم كه دوست دارم در آثار «داريوش مهرجويي»، «مسعود كيميايي»، «ناصر تقوايي»، «ابراهيم حاتمي كيا»، «بهمن فرمان آرا»، «رخشان بني اعتماد» و ديگر كارگردانان مطرح سينماي ايران به ايفاي نقش بپردازم. اما هيچ وقت گدايي نقش نمي كنم. چون معتقدم اگر من بتوانم خود را به عنوان يك بازيگر توانمند نشان دهم، آنها سرانجام زماني به سراغم خواهند امد

۱۴ آذر ۱۳۸۶

ویژگی هایWiMAX

  WiMAX نام تجاری برای دسته ای از تکنولوژی های بی سیم باند وسیع است که از خانواده استاندارد

 IEEE802.16  متولد شده اند . این فن اوری از دسترسی , ثابت , متغیر در مکان , قابل حمل و سیار پشتیبانی می کند و در حال بدست اوردن نقش کلیدی در بازار سرویس های باند وسیع سیم است و به نظر می رسد جایگزین مناسبی برای انواع تکنولوژی های سیمی چون  DSL  و کابل باشد . برای براورد کردن نیاز های انواع دسترسی ها دو نسخه در   WiMAX تعریف شده است اولی بر اساس  802.16-2004  است که برای دسترسی ثابت و تغییر مکانی بهینه شده است . محصولات ابتدایی شرکت های تولید کننده تجهیزات  WiMAX  براساس این استاندارد استوار بود. نسخه دوم براساس استاندارد  802.16  درحمایت از قابلیت حمل و تحرک پذیری طراحی شد. افزوده شدن خاصیت تحرک پذیری می تواند چهره  WiMAX را درگرگون کند زیرا در این صورت سرویس های سیار توسط این فن اوری قابل ارایه خواهد بود.از این رو گاهی برای تاکید بر دارا بودن خاصیت تحرک پذیری از عبارت  MobileWiMAX  استفاده می کنیم.

اولین دسته از محصولات تایید شده به وسیله WiMAXForum  دراواخر سال 2005 به منظورکاربرد های نقطه به نقطه به چند نقطه از سرویس های باند وسیع بی سیم و بر مبنای  IP  در دسترس بودند.

مقدمه

در دنیای رو به پیشرفت مخابرات هر روزه شاهد نوآوری های شگرفی در زمینه فنآوری های مخابراتی هستیم . علی رغم آن که موضوع فی نفسه نکته مثبتی است اما گاه در عمل ایجاد چالش های جدی برای اپراتورها ، سازندگان تجهیزات ، سرویس دهندگان ، مشترکان و سازمان های تنظیم مقررات می کند . این چالش ها عمدتا از آنجا ناشی می شوند که ایجاد ، استاندارد سازی ، پیاده سازی و توسعه شبکه های مخابراتی مبتنی بر یک فناوری جدید کاری پر هزینه و وقت گیر است و از این رو با عرضه یک فناوری جدید تر و طبعا با قابلیت ها و مزایای بیشتر ، شرکت های مخابراتی با سوالات و چالش های جدی در فرایند تصمیم گیری برای انتخاب قرار می گیرند .

شبکه های  WiMAX  که به اذعان برخی از کارشناسان در سال های آینده فناوری غالب بازار دسترسی بی سیم ( حداقل در بخش ثابت ) خواهند بود ، دارای ویژگی های فنی و مزایای قابل توجهی اشت که توجه اکثر فعلان مخابراتی ( سازندگان ، اپراتور های ثابت و سیار و رگولاتورها ) را به خود جلب کرده است.

 

با توجه به اهمیت روزافزون بخش های مختلف مخابرات در کشور ( اعم از شرکت مخابرات ، شرکت ارتباطات سیار و بخش خصوصی ) به استفاده از فناوری  WiMAX  در بخش های مختلف شبکه ، اقدام به موقع و سنجیده متولیان امر جهت وضع سیاست های شفاف برای فعالیت در این حوزه ضروری می نماید . مخصوصا آنکه در بخش ایجاد شبکه های دسترسی در کشور ما نیز توسعه سرویس های باند وسیع که تا به حال عمدتا بر پایه فناوری  DSL  بوده است بنا به دلایل متعدد و مختلفی با رشد بسیار نا چیزی مواجه بوده است ، به طوری که درصد بسیار کمی از کاربران از اینترنت باند وسیع استفاده می کنند . بنابراین با توجه به فاصله زیادبازار باند وسیع کشور تا اشباع ، ورود فناوری های جدید با امکانات فنی و زمینه های ارئه سرویس مناسب می تواند نقش موثری در توسعه باند وسیع کشور داشته باشد .

WiMAX

من بدلیله این که مجبور شدم برای پروژه درسه مسخره مبانی مدیریت فناوری اطلاعات در مورده  WiMAX تحقیق کنم بعد از اتمامش با خودم گفتم طی چند پست اون رو برای دوستانم بذارم تا اون ها هم استفاده کنند .

 

حرفه دیگه ای فعلا ندارم پس بای

 

*** نظر یادت نره *** 

۲۷ آبان ۱۳۸۶

کامپیوتر دوستان و آشنایان را از داخل خانه و از پشت کامپیوتر شخصی تان تعمیر کنید

    همه ی کسانی که کمی از زیر و بم کامپیوتر اطلاع دارند تا آنهایی که خوره تشریف دارند و شب روزشان را با این ابزار میگذارنند همواره ممکن است با درخواست هایی از جانب دوست و آشنا برای کمک در رفع مشکلات و عیب های کامپیوترشان روبرو شوند و کلا این اتفاق زیاد می افتد و اصلا در هر فامیلی همواره یک نفر وجود دارد که به قول جناب روبو واحد پشتیبانی و خدمات پس از فروش مایکروسافت محسوب می شود. عمده ی مشکلات افراد با سیستم عامل است یعنی معمولا نرم افزاری روی ویندوز نصب شده که باعث ایجاد اشکال در آن شده یا ویروسی چیزی دردسر ساز شده یا اصلا در اثر نا آگاهی فرد استفاده کننده و دستکاری برخی از تنظیمات عیب و ایراد پدید آمده است. گزینه ی غیر ممکن در اکثر مواقع برای من حضور در محل است و گزینه ی از آن بدتر این است که بخواهی از طریق تلفن و با کسی که آن ور خط بد جوری گیج میزند عیب یابی کنی و مشکل را حل کنی.

در اینگونه موارد ابزاری مثل Crossloop به کار می آید، Crossloop یک ناجی است و کارش به اشتراک گذاری تصاویر کامپیوتر طرف مقابل از طریق اینترنت است، این ابزار رایگان است و بسیار هم امن و توصیه شخصی من این است که اگر شما هم در بین دوستان و آشنایان به عنوان خدمات پس از فروش مایکروسافت شناخته می شوید (!) حتما هر بار که ویندوز نصب کردید این نرم افزار رایگان را هم بدون درنگ بزنید تنگش و از مشتریان مایکروسافت هم بخواهید آن را نصب شده داشته باشند!

حالا چگونه باید از Crossloop استفاده کرد؟

استفاده از Crossloop مثل آب خوردن ساده است، اول اینکه شخصی که نیاز به کمک دارد باید برنامه را اجرا نماید و از تب Host یک Access code یا کد دسترسی تعریف کند بعد آن کد را به شخص شما بدهد و بعد هم کلید کانکت را بزند.
اینطرف شما هم باید در تب Join کد دسترسی که از طرف فرد مورد نظر گرفتید را وارد کنید و کلید کانکت را بزنید.
وقتی شما کلید اتصال یا Connect را بزنید باز در آنطرف یک دیالوگ جدیدی گشوده می شود و پرسیده می شود که شما می خواهید به کامپیوتر فرد مورد نظر وصل شوید و خوب در اینجا فرد مورد نظر لازم است اگر شما را می شناسد و در خواست کمک داشته Yes را بزند تا عملیات اتصال کامل شود.
دفعه ی اولی که از Crossloop استفاده می شود لازم است فرد خدمات گیرنده از ویندوز بخواهد کوتاه بیاید و برنامه را بلوکه نکند لذا بیاستی به محض اینکه پنجره زیر را دید گزینه Unblock را کلیک کند.
از اینجا به بعد شما دسکتاپ طرف مقابل را می بینید و می توانید هر بلایی که میخواهید سر کامپیوترش بیاورید و خدمات پس از فروش را آغاز کنید، یعنی علاوه بر دیدن اسکرین طرف مقابل ماوس و کیبورد شما هم به منزله ماوس و کیبورد ایشان است و کنترل همه چی در اختیارتان است من  یک توضیح ساده میدهم. شیوه ی عملکرد Crossloop در به اشتراک گذاری و ایجاد قابلیت ریموت مشابه آنچه است که در شبکه های P2P مورد استفاده قرار میگیرد و البته کل دیتایی که بین کامپیوتر مبدا و مقصد رد و بدل می شود را خود Crossloop به صورت 128 بیتی رمز نگاری میکند و در نتیجه تقریبا محال است شخص ثالثی بتواند وارد شبکه ی خصوصی شما شود و از اطلاعات در حال رد و بدل شدن بتواند برداشت کند، اگر بیشتر میخواهید در مورد ایمنی این ابزار بخوانید اینجا را یک نگاهی بیاندازید و البته حتی اگر شما یا طرف مقابل از فایروال هم استفاده کنید و کانکشن یکی از طرفین هم باز از نوع encrypt شده باشد مشکلی در استفاده از Crossloop پدید نخواهد آمد.

سئوال بعدی اینکه Crossloop با دغال نت ایرانی قابل استفاده است؟
قابل استفاده که قابل استفاده است ولی بستگی دارد به دو چیز سرعت کانکشن و پینگ شما، مثلا من با یک خط 128 Kb/S و پینگ حدود 500 یا 600 اسکرین طرف مقابل را با 4 ثانیه تاخیر می دیدم و باز با یک خط 64 Kb/S و پینگ حدود 600 اسکرین طرف مقابل را با 7 تا 8 ثانیه تاخیر می دیدم که با وجود این تاخیر باز هم بهتر از این بود که از پشت تلفن بخواهی راهنمایی کنی.

نکات کنکوری:
تا الان که توضیح واضحات دادیم چند تا نکته کنکوری هم بگیم. نکته اول اینکه قرار نیست فقط از Crossloop خدمات پشتیبانی بدهید و می شود فایل هم رد و بدل کنید برای اینکار کافی است آیکون فولدر کوچک موجود در پنجره این نرم افزار را کلیک کنید و الباقی قضیه.
دوم اینکه اگر در حین دادن خدمات احساس کردید سرعت تصاویر دریافتی خیلی پائین است و دارید پیر می شوید می توان کیفیت تصاویر دریافتی را پائین آورد تا سرعت دریافت بالا برود! برای اینکار روی Title bar پنجره Crossloop رایت کلیک کنید و بعد گزینه ی Conection options را انتخاب کنید:
در صفحه ی که باز می شود گزینه ی (Restrict pixels to 8-bit (for slow networks را تیک بزنید با اینکار سرعت دریافت تصاویر نسبتا خوب می شود ولی خوب تصاویری که میبینید کمی ترسناک است اما باز هم کار راه اندازند. به هر حال نتیجه ی کار بهتر از این است که یک ساعت وقت بگذارید تا خانه ی فرد متقاضی F1  بروید یا در پشت تلفن عذاب بکشید، امیدوارم مشتریان محترم مایکروسافت از خدمات دریافتی از این طریق راضی باشند!!

 

 

عکس ها بزرگ می شوند

 

دانلود<==========

۱۹ آبان ۱۳۸۶

زندگینامه و شرح احوال بیدل دهلوی

در سال 1054 هـ.ق در ساحل جنوبي رودخانه "گنگ" در شهر عظيم آباد پتنه "ميرزا عبدالخالق" صوفي سالخورده قادري صاحب فرزند پسري شد، ميرزا به عشق مراد معنوي سلسله طريقت خود يعني "عبدالقادر گيلاني" نام فرزندش را "عبدالقادر" گذاشت. دوست و هم مسلك "ميرزا عبدالخالق"، "ميرزا ابوالقاسم ترمذي" كه صاحب همتي والا در علوم رياضي و نجوم بود براي طفل نورسيده آينده درخشاني را پيشگويي كرد و به ميمنت اين ميلاد خجسته دو ماده تاريخ "فيض قدس" و "انتخاب" را كه به حروف ابجد معادل تاريخ ولادت كودك مي‏شد، ساخت.

نسبت ميرزا به قبيله "ارلاس" مي‏رسيد، قبيله‏اي از مغول با مرداني جنگاور. اين كه كي، چرا و چگونه نياكانش به سرزمين هند مهاجرت كرده بودند، نامعلوم و در پرده‏اي از ابهام است. "عبدالقادر" هنگامي كه هنوز بيش از چهار سال و نيم نداشت پدرش را از دست داد و در سايه سرپرستي و تربيت عمويش "ميرزا قلندر" قرار گرفت، به مكتب رفت و در زماني كوتاه قرائت قرآن كريم را ختم كرد، بعد از مدتي كوتاه مادرش نيز درگذشت و او در سراي مصيبت تنها ماند. "عبدالقادر" پس از مدتي به توصيه "ميرزا قلندر" ـ كه خود از صوفيان باصفا بود ـ مكتب و مدرسه را رها كرد و مستقيماً تحت آموزش معنوي وي قرار گرفت، ميرزا قلندر معتقد بود كه اگر علم و دانش وسيله كشف حجاب براي رسيدن به حق نباشد خود تبديل به بزرگترين حجابها در راه حق مي‏گردد و جز ضلالت و گمراهي نتيجه‏اي نخواهد داشت. "عبدالقادر" در كنار وي با مباني تصوف آشنايي لازم را پيدا كرد و همچنين در اين راه از امداد و دستگيري "مولينا كمال" دوست و مراد معنوي پدر بهره‏ها برد. از همان روزها عبدالقادر به شوق حق، ترانه عشق مي‏سرود و چون بر حفظ و اخفاي راز عشقش به حق مصر بود "رمزي" تخلص مي‏كرد تا اين كه بنابر قول يكي از شاگردانش هنگام مطالعه گلستان سعدي از مصراع "بيدل از بي‏نشان چه گويد باز" به وجد آمد و تخلص خود را از "رمزي" به "بيدل" تغيير داد. بيدل در محضر شاهان اقليم فقر: "شاه ملوك" "شاه يكه آزاد" و "شاه فاضل" روح عطشانش را از حقايق وجود سيراب مي‏كرد و از مطالعه و تتبع در منابع عرفان اسلامي و شعر غني فارسي توشه‏ها برمي‏گرفت. وي در كتاب "چهار عنصر" از كرامات شگفت انگيزي كه خود از بزرگان فقر و عزلت مشاهده كرده بود سخن مي‏گويد. "بيدل" هنگامي كه سيزده سال بيشتر نداشت به مدت سه ماه با سپاه "شجاع" يكي از فرزندان شاه جهان در ترهت (سرزميني در شمال پتنه) به سر برد و از نزديك شاهد درگيري‏هاي خونين فرزندان شاه جهان بود، پس از آن كه نزاعهاي خونين داخلي فروكش كرد و اورنگ زيب فرزند ديگر "شاه جهان" صاحب قدرت اول سياسي در هند شد، بيدل همراه با ماماي خوش ذوق و مطلعش "ميرزا ظريف" در سال 1017 به شهر "كتك" مركز اوريسه رفت. ديدار شگفت "شاه قاسم هواللهي" و بيدل در اين سال از مهمترين وقايع زندگي‏اش به شمار مي‏رود. بيدل سه سال در اوريسه از فيوضات معنوي شاه قاسم بهره برد.

بيدل چهره‏اي خوشآيند و جثه‏اي نيرومند داشت، فن كشتي را نيك مي‏دانست و ورزشهاي طاقت فرسا از معمولي‏ترين فعاليتهاي جسمي او بود. در سال 1075 هـ.ق به دهلي رفت، هنگام اقامت در دهلي دايم الصوم بود و آن چنان كه خود در چهار عنصر نقل كرده است. به سبب تزكيه درون و تحمل انواع رياضت‏ها و مواظبت بر عبادات درهاي اشراق بر جان و دلش گشوده شده بود و مشاهدات روحاني به وي دست مي‏داد، در سال 1076 با "شاه كابلي" كه از مجذوبين حق بود آشنا شد، ديدار با شاه كابلي تأثيري عميق بر او گذاشت. و در همين سال در فراق اولين مربي معنوي‏اش ميرزا قلندر به ماتم نشست، وي در سال 1078 هـ.ق سرايش مثنوي "محيط اعظم" را به پايان رساند، اين مثنوي درياي عظيمي است لبريز از تأملات و حقايق عرفاني.

دو سال بعد مثنوي "طلسم حيرت" را سرود و به نواب عاقل خان راضي كه از حاميان او بود هديه كرد. تلاش معاش او را به خدمت در سپاه شهزاده "اعظم شاه" پسر اورنگ زيب بازگرداند. اما پس از مدت كوتاهي، چون او از تقاضاي مديحه كردند، از خدمت سپاهي استعفا كرد. بيدل در سال 1096 هـ.ق به دهلي رفت و با حمايت و كمك نواب شكرا... خان داماد عاقل خان راضي مقدمات يك زندگي توأم با آرامش و عزلت را در دهلي فراهم كرد، زندگي شاعر بزرگ در اين سالها به تأمل و تفكر و سرايش شعر گذشت و منزل او ميعادگاه عاشقان و شاعران و اهل فكر و ذكر بود، در همين سالها بود كه بيدل به تكميل مثنوي "عرفان" پرداخت و اين مثنوي عظيم عرفاني را در سال 1124 هـ .ق به پايان رساند، با وجود تشنج و درگيري‏هاي سياسي در بين سران سياسي هند و شورش‏هاي منطقه‏اي و آشفتگي اوضاع، عارف شاعر تا آخرين روز زندگي خود از تفكرات ناب عرفاني و آفرينش‏هاي خلاقه هنري باز نماند. بيدل آخرين آينه تابان شعر عارفانه فارسي بود كه نور وجودش در تاريخ چهارم صفر 1133 هـ.ق به خاموشي گراييد.

از بيدل غير از ديوان غزليات آثار ارزشمند ديگري در دست است كه مهمترين آنها عبارتند از:

مثنوي عرفان

مثنوي محيط اعظم

مثنوي طور معرفت

مثنوي طلسم حيرت

رباعيات

چهار عنصر (زندگينامه خود نوشت شاعر)

رقعات

نكات

زبان بيدل براي كساني كه براي اولين بار با شعر وي آشنايي به هم مي‏زنند اگر شگفت انگيز جلوه نكند تا حد زيادي گنگ و نامفهوم مي‏نمايد، اين امر مبتني بر چند علت است:

الف: شعر بيدل ميراث دار حوزه وسيعي از ادب و فرهنگ فارسي است كه بيش از هزار سال پشتوانه و قدمت دارد. ادب و فرهنگي كه در هر دوره با تلاش شاعران و نويسندگان آن دوره، نسبت به دوره پيشين فني‏تر و عميق‏تر و متنوع‏تر شده است و تا به دست بيدل و همگنانش برسد تا حد بسيار زيادي چه در عرصه زبان و شعر و ادب و چه در حوزه انديشه و عرفان و تفكر گرانبار شده است. از طرفي چون در حوزه شعر سنتي همواره اندوخته پيشينيان همچون گوهري گرانبها مد نظر آيندگان بود و خلاقيت و آفرينش در بستر سنت اتفاق مي‏افتد و نوآوري شكستن سنت‏ها نبود بلكه آراستن و افزودن به سنت‏ها بود (در عين توجه به اصول سنتي)، در شعر بيدل بار ادبي و معنايي كلمات و دايره تداعي معاني موتيوها به سرحد كمال خود رسيده است و همچنين موارد جديدي نيز به آن افزوده شده و زبان نيز در عين ايجاز و اجمال است. به گونه‏اي كه خواننده شعر او براي آن كه فهم درستي از شعر وي داشته باشد لازم است به اندازه كافي از سنت شعر فارسي مطلع و به اصول اساسي عرفاني اسلامي آگاه باشد.

ب: بيدل شاعري است با تخيل خلاق، كشف روابط باريك در بين موضوعات گوناگون و طرح مسائل پيچيده عرفاني به شاعرانه‏ترين زبان، و همچنين نوآوري شاعر در مسائل زباني و سبكي، دقتي ويژه و ذهني ورزيده را از مخاطب براي فهم دقيق و درك لذت از شعر وي طلب مي‏كند.

ج: شعر بيدل همچون جنگلي بزرگ و ناشناخته است كه در اولين قدم به بيننده آن حس حيرت و شگفتي دست مي‏دهد و چون پا به داخل آن مي‏گذارد دچار غربت و اندوه و ترس مي‏شود و در واقع مدتي طول مي‏كشد تا با شاخ و برگ و انواع درختان و پرندگان و راههايي كه در آن است آشنا شود اما چون مختصر انس و الفتي با آن پيدا مي‏كند، به شور و اشتياق در صدد كشف ناشناخته‏هايش برمي‏آيد، با شعر بيدل بايد انس پيدا كرد تا...

بيدل شاعري با حكمت و تفكر قدسي است، وي از تبار شاعران عارفي چون حكيم سنايي، عطار نيشابوري، مولانا و حافظ و ... است، شاعراني كه شعرشان گرانبار از انديشه و معناست در افق اين بزرگان، شعر زبان راز و نياز است و شاعري شأني خاص و ويژه دارد، همه آنان به زبان شعر نيك آشنايند و در اين زبان سرآمد روزگاران به شمار مي‏روند و همچنين در عرصه معني و حكمت الهي نهنگاني يگانه‏اند، در دستكار اينان صورت و معناي شعر چنان درهم سرشته مي‏شود كه تشخيص يكي از ديگري سخت و ناممكن به نظر مي‏رسد به گونه‏اي كه مي‏توان گفت انديشه آنان عين شعر و شعرشان عين انديشه آنان مي‏گردد، غزليات شمسي مولانا و غزليات بيدل و حافظ آيا سخني غير از شعر ناب است و باز هم آيا آثار همه اينان، غير از بيت الغزل معرفت و عرفان است؟ بي‏هيچ اغراقي فهم تبيين و توضيح انديشه‏هاي ژرف و باريك بينانه عرفاني بيدل به زبان تفصيل عمر گروهي از زبده‏ترين آگاهان را به سر خواهد آورد و اين نيست مگر جوشش فيض ازلي از جان و دل و زبان اين شاعر بزرگ و شاعران عارف ديگري كه حاصل عمر كوتاه و اندكشان، جهاني راز و معناست، ... بيدل غير از غزلياتش كه هر يك آينه‏اي مجسم از شعر نابند، در مثنوي‏هاي "محيط اعظم"، "عرفان"، "طلسم حيرت" و "طور معرفت" به تبيين انديشه‏هاي عرفاني خود پرداخته است در ميان اين مثنوي‏ها دو مثنوي "محيط اعظم" و "عرفان" از قدر و شأن ويژه‏اي برخوردارند، مثنوي محيط اعظم را شاعر در روزگار جواني خود سروده است بررسي سبك شناختي و معنا شناختي اين اثر نشان مي‏دهد كه شاعر بزرگ در عهد شباب نه تنها به زباني نوآئين و غني از ظرفيتهاي بياني شاعرانه دست يافته، بلكه شاعري صاحب انديشه با تفكري متعالي است. مثنوي "عرفان" كه به مرور در طي سي سال از عمر شاعر سروده شده است در برگيرنده يك دوره كامل از جهان شناسي، انسان شناسي و خداشناسي عرفاني بيدل است، اين مثنوي از آثار ارجمند شعر عرفاني زبان فارس است كه در آن نور حكمت الهي با زبان شيفته شاعرانه يكي شده است و بي‏هيچ تعصبي مي‏توان آن را به لحاظ عمق و ژرفاي انديشه و زبان پرداخته و نوآئينش هم وزن و همسنگ آثاري چون مثنوي معنوي و حديقه الحقيقه سنايي به حساب آورد.

در يك نگاه گذرا به مثنوي عرفان و محيط اعظم مي‏توان به مشابهت و مقارنت بسيار آرا و افكار بيدل با انديشه‏هاي ابن عربي (عارف مغرب) پي برد، با اين همه و به يقين بيدل خود صاحب تفكري خاص است كه مشي فكري او را از بزرگان ديگري همچون ابن عربي جدا مي‏كند توضيح دقيق اين نكته مستلزم صرف وقت و دقت نظر در آرا و افكار ابن عربي و بيدل است.

انديشه بيدل، انديشه وحدت و يكانگي است، در منظر او عالم عالم جلوه حق است و انسان آينه‏اي كه حيران به تماشا چشم گشوده است، به تماشاي تجلي حق در عالم وجود، بيدل حق را تنها حقيقت هستي مي‏داند، در نگاه خود نيز همه موجودات قائم به حق مي‏باشند و بدون فيض وجوديي كه حق به آنها مي‏بخشد محكوم به فنا و نيستي‏اند و همه موجودات و اشياء را همچون خيال و وهم تصور مي‏كند كه تنها صورتي از وجود دارند و حقيقت آنها حضرت حق مي‏باشند كه از چشم غافلان هميشه اين نكته پوشيده مي‏ماند.

در نگاه شاعر ذره تا خورشيد چشم به سوي حق دارند و تمام هستي، پرشكوه و پاك به عشقي ازلي در جستجوي حق است:

ذره تا خورشيد امكان، جمله، حيرت زاده ‏اند

جز به ديدار تو چشم هيچ كس نگشاده‏اند

نمونه هايي ازشعر بيدل:

بيدل به سجود و بندگي تو ام باش

تا بار نفس به دوش داري خم باش

زين عجز که در طينت تو گل کرده است

الله نمي توان شدن آدم باش

*****************

چنين کشته حسرت کيستم من

که چون اتش از سوختن زيستم من

نه شادم نه محزون نه لفظم نه مضمون

نه چرخم نه گردون چه معنيستم من

اگر فانيم چيست اين شور هستي

وگر باقيم ارچه فانيستم من

بناز اي تخيل ببال اي توهم

که هستي گمان دارم و نيستم من

در اين غمکده کس مميراد يارب

به مرگي که بي دوستان زيستم من

بخنديد اي قدر دانان فرصت

که يک خنده بر خويش نگريستم من

۱۷ آبان ۱۳۸۶

LifeCasting با Justin TV برای عموم امکان پذیر شد؛ حتی شما!

+ بعد نوشت: خیلی ها بعد از خواندن این پست ممکن است بگویند خوب که چی؟ (که البته همین الان هم گفته اند!) شاید علتش هم این باشد که من خیلی در مورد جاستین تی وی مانور نکردم و تک بعدی درباره اش نوشتم، این ابزار یعنی جاستین تی وی فقط قرار نیست منحصر به LifeCasting باشد بلکه می توان از آن استفاده های دیگری کرد مثلا شما می توانید با جاستین تی وی خیلی راحت یک شوی تلویزیونی زنده داشته باشید در مورد هر مسئله یی که فکر می کنید می توانید در موردش به دیگران اطلاعات دهید، آموزش دهید و... یا مثلا چند نفر با هم می توانند یک شبکه آنلاین راه بیاندازند با برنامه های زنده متنوع و از همه مهم تر اینکه مجموعه یی از این برنامه های زنده را می توان برای مشاهده های بعدی در خود جاستین تی وی آرشیو کرد. و مسلما وقتی شما یک برنامه زنده آنلاین داشته باشید می توانید به ابعاد درآمد زایی اش هم به شرط داشتن مخاطب بیاندیشید.

فقط بازم صد حیف به خاطر بسته بودن دست و بال ما با این سرعت فسیل اینترنت!

چند ماه پیش فردی به نا جاستین-Justin شبکه ی تلویزیونی آنلاینی راه انداخت با عنوان جاستین تی وی که در آن زندگی شخصی اش را به صورت 24 ساعته از طریق دوربینی که به شکل یک کلاه روی سرش قرار داشت بدون وقفه و بدون هیچ س-انسوری برای دیگران پخش میکرد! اما مدتی بعد دختر خانومی بلوند و نسبتا زیبا رو با نام Justine تصمیم گرفت زندگی شخصی اش مثل جاستین جلوی دوربین قرار دهد بنابراین کانال جدیدی با عنوان Justine در کنار جاستین تی وی شکل گرفت و بعد از مدتی جاستین تی وی تقاضاهای دیگری از سایر افراد برای دریافت امکان به نمایش گذاشتن زندگی شان به صورت لحظه به لحظه از دیگران دریافت کرد و این عمل نام جدیدی تحت عنوان LifeCasting را به خود گرفت.

اما سرانجام امروز جاستین تی وی با ایده ساده ولی ابتکاری اش از یک ایده ی شخصی تبدیل به یک سرویس عمومی LifeCasting گردید و امکان استفاده ی آن توسط عموم کاربران اینترنت فراهم شد! یعنی هر کسی که دوست داشته باشد می تواند در جاستین تی وی عضو شود و زندگی اش را به صورت لحظه به لحظه و آنلاین نمایش دهد و با دیگران به اشتراک بگذار.

تنها چیزی که برای LifeCasting در سرویس جاستین تی وی احتیاج دارید این است که حداقل ۱۳ سال سن داشته باشید، یک Webcam و یک کانکشن نسبتا مناسب اینترنت داشته باشید. در صفحه ی اول جاستین تی وی دائما تصاویری از کانال های محتلف به صورت رندوم پخش می شود که در نوع خودش جالب است و در عین حال به آدم این احساس دست میدهد که در حال مشاهده ی کانالهای مختلف و متنوع تلویزیونی است.

+ در کل به نظر من جاستین تی وی می تواند یک سرگرمی نسبتا هیجان انگیز برای کسانی باشد که قدری فضول هستند و البته وزیر محابرات کشورشان هم فکر نمیکند که اینترنت بیش از ۱۲۸ کیلو بایت بر ثانیه برای کاربران خانگی خیلی خطر داره!

 

http://www.justin.tv/